بررسی رابطه بین سوءمصرف مواد مخدر و عوارض روانی- اجتماعی آن در خانواده معتادان استان خراسان شمالی (مطالعه موردی فرزندان خانواده )

بررسی رابطه بین سوءمصرف مواد مخدر و عوارض روانی- اجتماعی آن  در خانواده معتادان  استان خراسان شمالی (مطالعه  موردی فرزندان خانواده )

پژمان پروین[۱] ؛ ابراهیم ابراهیمی ثانی[۲]

چکیده:

بیماری اعتیاد بعنوان یکی از معضلات بزرگ اجتماعی در دنیا شناخته می شود و مشکل چند وجهی است که بر فرد، خانواده و اجتماع تاًثیر می گذارد. امروزه از دیدگاه علم روان شناسی، اعتیاد یا وابستگی به مواد، یک اختلال روانی محسوب می شود. فرزندان خانواده های معتادان به دلیل ترس یا احساس شرم، از ارتباط و فعالیت‌های مشترک با دوستانشان خودداری می‌کنند. برای آنان خانه و خانواده  محیطی امن نبوده و مکانی خطرناک و آشفته است، چون رفتار فرد معتاد ممکن است هر لحظه به شدت تغییر کند، از هیچ گونه حمایت عاطفی برخوردار نیستند والدین معتاد با انتقال انواع بیماری های جسمانی، روانی و اجتماعی به فرزندان، خانواده را به مرز فروپاشی     می كشاند، ثبات و آرامش خانه و خانواده را بر هم می زند، اتحاد و يكدلی بين اعضای خانواده را از بين می برد، مشكلات مالی ايجاد   می كند و شور و شوق را از خانواده می گيرد و به همين خاطر است كه از اعتیاد به عنوان بيماری خانوادگی یاد می شود. بر این اساس، این مقاله به بررسی رابطه بین سوء مصرف مواد مخدر و عوارض روانی- اجتماعی آن در خانواده معتادان می پردازد. روش این پژوهش توصیفی و تحلیلی بود. بر اساس نتایج بدست آمده ۲۸ درصد فرزندان دارای والدین معتاد، با علایم روان پزشکی روبرو هستند که شیوع علایم فرزندان به ترتیب در شکایات جسمانی (۵۰ درصد)، افکار پارانوئیدی (۴۳ درصد)، افکار وسواس-اجباری (۳۸ درصد)، اضطراب (۳۵ درصد)، حساسیت در روابط متقابل (۲۶ درصد)، روان پریشی (۲۴ درصد)، پرخاشگری (۲۳ درصد)، ترس مرضی (۱۲ درصد)         می باشد. همچینن عوارض و تبعات سوء مصرف مواد مخدر والدین، می تواند زمینه کمبود اعتماد به نفس، رفتارهای تکانشگری، کمبود ارتباطات اثربخش، اعتماد به نفس کاذب و یا ضعف در عزت نفس، اختلال در یادگیری و پیشرفت تحصیلی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس،  آستانه تحمل پایین، مشکلات جنسی و عدم سازگاری اجتماعی، کیفیت زندگی نامطلوب، ناکارآمدی، خودانگاره ضعیف، عدم نشاط اجتماعی، هویت ناموفق و شکست، خلق پایین، فقر فرهنگی و عاطفی را در بین فرزندان فراهم سازد. لذا هر چه جو خانواده، مثبت، سازنده و قانون مدار باشد، احتمال وقوع جرم در میان فرزندان کمتر خواهد شد. در واقع والدین هستند که با برقرای روابط عاطفی و ایجاد امنیت روانی در خانواده، نظارت بر رفتار و عملکرد  آنان را تقویت نموده و در جهت پیشگیری از وقوع رفتارهای پرخطر و آسیب های اجتماعی موثر واقع  می شوند. همچنین یافته ها دارای اشاره ضمنی مهمی برای پیشگیری و درمان اختلالات رفتاری و روانی فرزندان معتادان می باشند.

کليد واژه ها: مواد مخدر، اعتیاد والدین، عوارض روانی- اجتماعی، فرزندان معتادان

The Relationship between Drug Abuse and its Psychosocial Complications in the Family of Addicts in North Khorasan Province (Case Study of Family Children)

P.Parvin[3] .E. Ebrahimi sani[4]

Addiction is recognized as one of the great social problems in the world and is a multifaceted problem that affects the individual, family and community. Today, from a psychological point of view, addiction or substance dependence is considered a mental disorder. The children of the addicts’ families refuse to communicate with their friends due to fear or feelings of shame. For them, the home and family are not a safe and dangerous place, because the behavior of the addict may change at any moment, they do not have any emotional support. Addicted parents are transmitting various kinds of physical, psychological and social diseases to their offspring, Brings the family to the brink of collapse, overcomes the stability of the home and the family, removes unity among family members, creates financial problems and takes the enthusiasm of the family, and for this reason It is called addiction as a family disorder.Accordingly, this article examines the relationship between drug abuse and its psychosocial complications in the family of addicts. The method of this research was descriptive and analytical. Based on the results, 28% of children with addicted parents have symptoms of psychiatry. The prevalence of symptoms in children was 50%, paranoid thoughts (۴۳%), obsessive-compulsive thoughts (38%), anxiety (50% 35%), susceptibility to intercourse (26%), psychosis (24%), aggression (23%), and anxiety (12%). Also, the complications and consequences of parents’ drug abuse can lead to lack of self-esteem, impulsive behaviors, lack of effective communication, false self-esteem or self-esteem, learning disruption and academic achievement, aggression, anxiety, obsession, threshold Lack of tolerance, sexual problems and lack of social adjustment, poor quality of life, inefficiency, poor self-concept, social inability, unsuccessful identity and failure, low levels of creativity, and cultural and emotional poverty among children. So, whatever the atmosphere of the family is, positive, constructive and lawful, the probability of a crime among the children will be less. So, whatever the atmosphere of the family is, positive, constructive and lawful, the probability of a crime among the children will be less. In fact, they are parents who, by establishing emotional relationships and creating psychological security in the family, will strengthen their behavior and performance monitoring and will be effective in preventing high-risk behaviors and social harm. The findings also have important implications for the prevention and treatment of behavioral and psychiatric disorders in children of addicts.

Key words: Drugs, Parental Addiction, Psychosocial Complications, Children of Addicts

مقدمه

سوء مصرف مواد یکی از بیشترین مشکلات عصر حاضر می باشد که گستره ای جهانی پیدا کرده است. مصیبتی که میلیون ها زندگی را ویران کرده و سرمایه های کلان ملی را صرف مبارزه و یا جبران صدمات ناشی از آن می نماید. هر روز بر شمار قربانیان مصرف مواد افزوده می شود و عوارض آن شامل اختلالات جسمی، روانی، خانوادگی و اجتماعی می باشد و سلامت بشر را مورد تهدید قرار می دهد (قنبری، ۱۳۸۸). گردش مالی مواد مخدر در جهان سالانه بیش ۵/۴  هزار میلیارد دلار برآورد شده و این گردش مالی بالا باعث شده تا دست کشیدن از این حوزه برای قاچاقچیان دشوار باشد. کشف بیش از ۳۶۶ تن مواد مخدر طی ۷ ماهه نخست سال ۱۳۹۴، با توجه به هدفمند شدن مبارزات و علی رغم کاهش تولید در افغانستان، ۲۱ درصد آمار کشفیات افزایش داشته است. در مدت ۷ ماهه نخست سال ۱۳۹۴، ۱۵۱۰ درگیری میان پلیس و قاچاقچیان مواد مخدر رخ داد که طی آن ۱۷۶۷ باند قاچاق و ۱۳۳ کارگاه تولید شیشه در کشور متلاشی شدند. در این مدت به کشف ۹ تن هروئین،‌ ۷/۲تن مرفین و ۲/۱ تن شیشه انجامید که افزایش ۳۰ درصدی کشفیات حشیش و کاهش ۱۰ درصدی شیشه از جمله این اقدامات بوده است. شیشه ۱۴۳ درصد گران شد، تریاک ۳۴ درصد ارزان و افزایش ۱۷۲ درصدی کشف پیش‌سازها در ۷ ماهه نخست امسال عاملی اثر گذار در کاهش تولید شیشه و گران شدن این ماده مخدر می باشد و با اشاره به قیمت مواد مخدر در مهر ماه ۱۳۹۴ به نسبت مهر ماه سال ۹۳، قیمت میانگین هر کیلو شیشه در کشور در مهر سال (۹۳)، ۱۸ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان و در مهر (۹۴)، به ۵۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان در هر کیلو رسید. در هفت ماهه اول سال (۹۳)،۷۰ هزار و ۸۴۶ نفر زندانی شدند که این آمار در سال (۹۴)، ۵۹ هزار و ۱۸۱نفر است. قیمت شیشه در سطح عمده ۲۱۰ درصد و در سطح خرده‌فروشی ۱۴۳ درصد افزایش یافته است که علت آن کنترل پیش سازها و کاهش عرضه است، اما قیمت خرده‌فروشی هروئین ۲ درصد و قیمت عمده فروشی آن ۵۲ درصد افزایش یافته است که نشان‌دهنده الگوی مصرف از شیشه به سمت هروئین است (نوروزی، ۱۳۹۴).

با وجود اينكه بيماري اعتياد بعنوان يكي از معضلات بزرگ اجتماعي در دنيا شناخته مي شود ليكن آمار دقيقي از شيوع اين بيماري در دست نمي باشد و علت آن مرتبط با ماهيت اين بيماري و مخفي ماندن وابستگي در بيماران مبتلا است. شيوع بالاي اعتياد در كشور ما بدليل مجاورت با كشور افغانستان مي باشد كه كشور افغانستان به تنهايي ۹۳ درصد توليد ترياك جهان را به عهده دارد و سالانه ۱۰ هزار تن ترياك در آن توليد مي شود و نيمي از آن تبديل به هروئين وکراک مي شود. به همين دليل معضل اعتياد بعنوان يكي از چهار بحران تهديد كننده بشر در قرن حاضر شناخته مي شود (بحران زيست محيطي ـ بحران هسته اي ـ بحران جمعيتي) و متاسفانه چهارمين تجارت پرسود جهان پس از نفت و توريسم و اسلحه محسوب مي شود (حجت و ابراهیمی ثانی، ۱۳۹۲).

لذا موضوع سلامتی از بدو پیدایش بشر مطرح بوده است. اما هر گاه از آن سخنی به میان آمده عموماً بر بعد جسمانی آن تاکید شده است و کمتر به سایر ابعاد سلامتی به خصوص بعد روانی توجه شده است. اختلالات روانپزشکی طیف وسیعی از بیماریها را شامل           می شود و از یک اضطراب تا بیماری های شدید روانپزشکی نظیر سایکوزها را در بر می گیرد. طبق آمار WHO، ۵۲ میلیون نفر از مردم جهان در سنین مختلف از بیماری های شدید روانی رنج می برند و ۲۵ میلیون نفر بیماری خفیف روانی دارند. در ایران نیز آمار از سایر کشورها کمتر نیست، در طرح ملی بررسی سلامت و بیماری در ایران با استفاده از پرسشنامه GHQ-28، میزان اختلالات روانی در افراد بالای ۱۵ سال ۲۱% گزارش شد. وابستگی به مواد یا اعتیاد نیز یکی از انواع اختلالات روانپزشکی است. درحال حاضر چهار درصد جمعیت جهان به انواع مواد مخدر معتاد هستند. وابستگی به مواد متاًثر از تعامل عوامل زیست شناسی، اجتماعی، روانشناختی و فرهنگی              می باشند و میزان بالای همبودی این پدیده با اختلالات روان پزشکی مانند افسردگی، اضطراب و اختلالات شخصیت در سبب شناسی آن مورد تاکید است. داده های همه گیر شناسی نشان می دهد تقریباً بیش از نیمی از افرادی که اختلالات ناشی از اعتیاد دارند همزمان دچار اختلال روانی نیز می باشند. کوکووی[۵] و همکاران در یک مطالعه همه گیر شناسی، شیوع اختلالات روانی در اعتیاد را ۳/۹۰ درصد گزارش نموده، که برجسته ترین اختلال آن، اختلال اضطرابی به میزان ۸/۳۱% بود. همچنین یک ارتباط بین وابستگی به مواد مخدر و افسردگی نیز مشاهده شد. نتیجه مطالعه قلعه ایها و همکاران بر اساس مقیاس های آزمون SCL-90-R نشان داد که اختلالات روانی در کلیه مقیاس ها بجزء شکایات جسمانی و حساسیت در روابط بین فردی، در گروه معتادین بیشتر از افراد عادی بود. در مطالعه بوالهری و همکاران نیز بیش ترین اختلالات مشاهده شده در افراد معتاد را افکار پارانوئیدی، افسردگی، وسواس و اجبار، حساسیت در روابط متقابل و شکایات جسمانی نشان داد. از طرف دیگر ۱۵ تا ۴۰ درصد افراد دچار اختلال روانی، سوء مصرف مواد دارند ( حجت و همکاران، ۱۳۹۱).

چارچوب نظری و مفهومی

در سال ۱۹۶۴، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اصطلاح اعتیاد دیگر اصطلاحی علمی نیست و وابستگی دارویی را به جای آن توصیه نمود. مفهوم وابستگی مواد در ضمن چند دهه معنی رسمی بسیار و معانی معمولی فراوانی داشته است. اساساً، در ارتباط با تعریف وابستگی از دو مفهوم استمداد شده است. وابستگی  رفتاری و وابستگی جسمی. وابستگی رفتاری بر فعالیتهای مواد جویی و قرائن وابسته به الگوهای مصرف بیمار گونه تاًکیدکرده است و وابستگی بر اثرات جسمی (فیزیولوژیک) در دوره های متعدد مصرف تاًکید نموده است (سادوک و سادوک، ۲۰۰۳، به نقل از پورافکاری، ۱۳۸۵). لذا این مطالعه بر اساس نظریه های افتراقی، یادگیری اجتماعی که نظریه های رایج در جامعه شناسی انحرافات وکژرفتاری ها و همچنین در آسیب شناسی اجتماعی است و نظریه روان تحلیل گر اختلالات روانشناختی که نظریه ای مناسب در تبیین بهداشت روانی می باشد، انجام شده است که در سطور زیر به آن پرداخته می شود:

نظریه معاشرت افتراقی(ساترلند) مشهورترین نظریه از مجموعه نظریه های جامع پذیری یا یادگیری در مباحث کج رفتاری اجتماعی است. بر اساس این نظریه، رفتار مجرمانه آموخته می شود و یادگیری در درون گروه های  نخستین فرد به ویژه دوستان و همسالان رخ می دهد. ادوین ساترلند معتقد است معاشرت افتراقی چگونگی رفتار مجرمانه را تبیین می کند. سوء مصرف مواد مخدر هنگامی شروع می شود که معاشرت های کج روانه بیشتر از معاشرت های معمولی اجتماعی افراد باشد ( آبادینسکی،۲۰۰۷، ترجمه ذکریایی و همکاران،۱۳۹۰).

نظریه یادگیری اجتماعی– شناختی بندورا در سال ۱۹۸۵بر این عقیده است که نوجوان باورهای خود را درباره مصرف مواد مخدر از الگوهای نقش خصوصا والدین و دوستان مصرف کننده مواد مخدر کسب می کنند زندگی  و ارتباط با والدین  و دوستان معتاد دو باور ویژه مصرف مواد مخدر را در فرد شکل می دهد: ۱) مشاهده الگو های نقش که ماده مخدر مصرف می کنند، مستقیما باعث شکل گیری انتظار پیامد در نوجوانان می شود. ۲) مشاهده والدینی که مواد مصرف می کنند تا آرام شوندو یا مشاهده همسالانی که برا ی احساس راحتی در روابط اجتماعی حشیش می کشند، باور نوجوان را در مورد عواقب مصرف مواد مخدر و نگرش آنها به مصرف مواد تعیین       می کند. بندورا معتقد است که الگوهای نقش می توانند خود اثر بخشی مصرف  وخود اثر بخشی امتناع را به وجود آورد .یعنی مشاهده همسالان که حشیش می خرند و می کشند، اطلاعات و مهارتهای لازم را به دست آوردن و مصرف حشیش را به نوجوان می دهد برعکس مشاهده دوستی که در برابر فشار همسالان برای مصرف حشیش مقاومت می کند، مهارتهای امتناع و خود اثر بخشی نوجوانان را تقویت می کند زیرا او توانسته است مهارتهای ضروری برای پرهیز از مصرف مواد را بیاموزد (حجت و اسلامی اندرگلی، ۱۳۹۲). در بعد اجتماعی درمان افراد، تاکید بر برگشت فرد به دامن خانواده و اجتماع نکته کلیدی است. تاکید بر تکنیکهای ابراز وجود، اعتماد به نفس، قاطعیت در نه گفتن، مشاوره با اعضای خانواده، شرکت دادن بیماران در جلسات گروه درمانی، تشویق بیماران به داشتن شغل، تداوم شغل و کار مناسب، تشویق فعالیتهای جمعی و ورزشی و غیره، از جمله اقدامات درمان در بعد اجتماعی می باشد (ناظر و همکاران، ۱۳۹۲).

نظریه پردازان روان تحلیل گر اختلال در رشد اولیه را از عوامل شخصیتی گرایش به سوء مصرف مواد مخدر می دانند در حالی که پژوهشگران رفتار گرایی بر نقش تقویت کننده های محیطی و دیدگاه زیستی بر آمادگی ژنتیکی در ایجاد این پدیده تاکید دارند. همچنین نتایج دیگر پژوهش ها نیز نشان می دهد که تاثیر نابهنجاری های خانوادگی، اجتماعی و استرسورها در افزایش وابستگی به مواد مخدر موثر بوده است. همچنین در بررسی های سبب شناسی سوءمصرف مواد مخدر و عود رفتارهای اجباری، محققین و نظریه پردازان مختلف، بیش از ۳۷ درصد سوء مصرف کنندگان الکل و ۵۳ درصد سوءمصرف کنندگان داروها، حداقل دارای یک نوع بیماری روانی و یا جسمانی را گزارش کرده اند (جانوسن و جکسون[۶]، ۲۰۱۱).

نظریات روان پویشی جدید در مورد اختلالات وابسته به مواد مخدر، به فرضیه های مربوط به سوپر ایگو ی کاملأ تنبیه گر و تثبیت شده در مرحله رشد دهانی متمرکز بودند. بر اساس این نظریه افرادی که سوپر ایگوی سخت گیر دارند و خود تنبیه گر هستند، به دلیل اضطرابی که حاصل تعارض بین مسائل اخلاقی و تمایلات جنسی است، برای کاهش استرس ناخودآگاه به سمت مصرف مواد مخدر گرایش پیدا می کنند. اضطراب در کسانی که در مرحله دهانی تثبیت شده اند، ممکن است با مصرف دهانی مواد کاهش یابد و مصرف چنین موادی باعث ایجاد احساس قدرت و افزایش عزت  نفس می شود. ویژگی های افراد دارای فراخود تنبیه گر شامل احساس تنهایی، خجالتی بودن، بی حوصلگی و تحریک پذیری می باشد. آنها بسیار حساس و از نظر جنسی سرکوب گر می باشند. در این دسته از افراد، مواد مخدر قادر است برای مدتی بخشی از مشکلات آنها رارفع نماید. عقاید ابتدایی روان تحلیل گران در ارتباط با وابستگی به مواد ،آن را به عنوان یک سازش لذت بخش و واپسگرا معرفی کرده است و توجه بر جنبه های لیبیدویی سوء مصرف مواد مانند ارضای سائق لذت گرایی و دست یابی به حالت های بازگشتی می باشد. به عبارتی، رفتار واپسگرا معلول تعارضات ناهشیارانه نسبت به لذات لیبیدویی همجنس خواهانه و پرخاشگری است (حجت و ابراهیمی ثانی، ۱۳۹۲).

نظریات اخیر روان تحلیل گری مصرف مواد مخدر و اعتیاد را واکنش به رنج روانی و نقایص خود تنظیمی[۷] مرتبط با آن در نظر گرفته اند. نقایص در نظر گرفته شده شامل نقص و مراقبت از خود، عزت نفس آسیب پذیر، روابط موضوعی مشکل دار، نقایص عاطفی و … می باشد. اکثر معتادان یا افرادی که دارای اختلالات شخصیت می باشند، در اثر تماس و ارتباط با سایر معتادان به اعتیاد کشیده می شوند. اکثر مصرف کنندگان از نظر عاطفی، کودکانه، نابالغ، پرخاشگر و مهاجم هستند و برای تسکین فشارهای روانی از مواد استفاده می کنند. طبق این دیدگاه فرآیند ذهنی، باورها و عقاید در بروز اعتیاد نقش دارد. اساسی ترین دلیل برای مصرف مواد، انتظارات و برداشت های او درباره مواد مخدر است. عواملی همچون صفات شخصیتی،شناخت ها، ارزیابی ها و تصمیم گیری ها در مصرف مواد تأثیر می گذارد.

نظریه انتظار– پاداش یک رویکرد اجتماعی– روانشناختی نسبت به تغییر نگرش و رفتار دارد. براساس این رویکرد ،برای درمان اعتیاد باید انتظارات و ارزشهای زیر بنایی آنان را تغییر داد.بر مبنای این دیدگاه افرادموقعیتهایی را انتخاب می کنند که آثار احتمالی مناسبی داشته باشد و از موقعیتهایی که آثار احتمالی نامناسبی دارند اجتناب می ورزند. براساس رویکرد انتظار – ارزش، برای تغییر رفتار، شخص باید انتظارات و ارزشهای اساسی مخاطبان را تغییر دهد (حجت و ابراهیمی ثانی، ۱۳۹۲).

تاثیرات و عوارض اعتیاد بر خانواده

۱: مقررات خانواده

قواعد و مقرراتی که اعضای خانواده را به یکدیگر پیوند می دهد چه خوب و چه بد، به مرور زمان، و بدون آنکه درباره آنها گفتگو و توافقی صورت گرفته باشد ایجاد شده اند. همسر، والدین، فرزندان و دیگر اعضای خانواده با توجه به قواعد حاکم بر خانواده یاد می گیرند آنگونه که از آنها انتظار می رود رفتارکنند و به همین علت رفتارهای آنها قابل پیش بینی می شود و در نتیجه فضایی در خانواده ایجاد می شود که همه اعضا در آن احساس آرامش و امنیت می کنند. پی بردن به نقش این قواعد و مقررات خانوادگی در هنگام مواجهه با رویدادها مختلف، یکی از کلیدی ترین مسائل، برای درک و شناخت نحوه اثرگذاری اعتیاد بر خانواده، و چگونگی بروز عکس العمل های مخرب و ناسالم توسط آنان است (آقا بخشی، ۱۳۹۲).

۲: بروز قواعد جدید

هر یک از اعضای خانواده معتاد در واکنش به تغییرات شدید شخصیتی و رفتاری فرد معتاد، به طور ناخواسته روش بخصوصی را برای مقابله با عواقب و پی آمدهای ناشی از اعتیاد او انتخاب می کند و این راهکارها  و عکس العمل ها به تدریج به بخشی از رفتار و خلق و خوی خانواده تبدیل می شود. همسر، والدین و فرزندانی که معتاد نیستند اغلب ناچار می شوند تا نیازهای خود و دیگر اعضای خانواده را نادیده گرفته و مثلا برای اینکه مشاجره ای بین اعضای خانواده به وجود نیاید رفتارهای درد سرآفرین عضو معتاد را توجیه  و یا تحمل نمایند.  سیستم خانواده غالباً از ویژگی های بیمارگونه خاصی تبعیت می کند. این قوانین و مقررات بخشی از تاثیرات بیماری اعتیاد بر خانواده است، که سرانجام زندگی آنها را غیرقابل اداره و ویران نموده و به سلامت و آسایش همه افراد خانواده آسیب وارد می کند (صدیق سروستانی، ۱۳۸۸).

۳: احساس گناه

اعضای خانواده و نزدیکان فرد معتاد، ممکن است تصور کنند که برخوردها و رفتارهای نادرست آنان در گذشته موجب اعتیاد معتادشان شده است، و به همین علت همواره با احساس گناه زندگی کنند. باید توجه داشت که افراد معتاد همواره تلاش می کنند تا از احساس گناه افراد خانواده سوء استفاده کرده و برای توجیه اعتیاد خود و ادامه دادن به مصرف مواد، آنها را مسئول اعتیاد خود معرفی کنند. احساس گناه و عذاب وجدان در بین اعضای خانواده باعث می شود تا آنها به طور ناسالم و زیانباری از فرد معتاد حمایت کنند، یعنی رفتاری را در پیش بگيرند که ناخودآگاه موجب شود تا فرد معتاد به اعتیاد خود ادامه دهد. برای مثال مادری که احساس می کند مادر خوبی برای فرزندش نبوده است و نتوانسته است او را به خوبی تربیت کند، یا مادری که احساس می کند پسر خود را به اندازه کافی دوست نداشته و به وی محبت نکرده است و به همین علت پسرش معتاد شده؛  تلاش می کند تا اعتیاد فرزند خود را توجیه  یا پنهان کرده و مسئولیت هایی که پسرش باید بر عهده بگیرد را خودش عهده دار شود. مثلا به وی کمک مالی کرده و هزینه های زندگی او را تامین کند، و یا برای رها شدن از دردسرهایی که ایجاد کرده است کمک کند. این نوع رفتارها و حمایت های ناسالم باعث می شود تا فرد معتاد به طور جدی با عواقب ناگوار بیماری خود رو به رو نشده و به همین دلیل به مصرف مواد و اعتیاد خود ادامه دهد (صدیق سروستانی، ۱۳۸۸).

  4: انکار و شرمندگی

در بسیاری از موارد معتاد بودن یکی از افراد خانواده باعث سرافکندگی، شرمساری و از بین رفتن آبروی آن خانواده تلقی می شود. هنوز هم بسیاری از مردم اعتیاد را یک مشکل اخلاقی به حساب آورده و آن را موجب سرافکندگی و ضعف خانواده می دانند. بسیاری از اعضای خانواده فرد معتاد نمی دانند که اعتیاد در اصل یک بیماری است و به همین دلیل اطلاعی از راه و روش درمان و بهبودی از آن نیز ندارند. افراد خانواده یک معتاد دچار انواع احساسات ناخوشایند و آزار دهنده می شوند که یکی از عمده ترین آنها احساس شرمندگی است. آنها به جای این که واقعیت ها را درباره اعتیاد عزیزشان بپذیرند به انکار کردن اعتیاد و مشکلاتی که برای خانواده ایجاد کرده است متوسل می شوند. انکار کردن یا نادیده گرفتن حقایق، معمولاً نوعی وسیله دفاعی غیر ارادی و روشی است که افراد برای حفظ کانون خانواده و مخفی نگه داشتن اعتیاد یکی از اعضای خود به آن متوسل می شوند (صدیق سروستانی، ۱۳۸۸).

۵: اضطراب و تشویش

 زندگی در کنار یک فرد معتاد بسیار اضطراب آور است. اعضای خانواده نمی دانند که شخص معتاد هر لحظه  چه رفتاری از خود نشان خواهد داد. ممکن است فرد معتاد در حالت نشئگی به شخصی بسیار خشن و خطرناک تبدیل شود که همه از او ترسیده و فرار کنند، و لحظه ای بعد مجددا به انسانی آرام و خوش اخلاق مبدل شود. به علت ماهیت بیماری اعتیاد، بیشتر معتادان افرادی غیر قابل اعتماد، خشمگین، فریبکار و حیله گر می شوند و در واقع ثبات شخصیت و ثبات اخلاقی ندارند و اعضای خانواده  نمی دانند که چگونه باید با وی رفتار کرده و کنار بیایند.  به همین دلیل اعضای خانواده فرد معتاد  بیشتر اوقات در حالت سردرگمی، اضطراب و شرایطی جنون آمیز زندگی می کنند. هنگامی که فرد معتاد برای خرید مواد به دزدی و خلاف دست می زند، زمانی که به علت نشئگی دچار حادثه می شود، و وقتی که رفتارهای خشن در پیش می گیرد و با دیگران و اعضای خانواده خود کتک کاری می کند، اعضای خانواده و نزدیکان او هستند  که از روی دلسوزی و یا حفظ آبرو، اقدام به  نجات او می کنند. فرد معتادی که در دنیای توهم و خيال سیر می کند به هیچ وجه متوجه رفتارهای مخرب و معتاد گونه خود نیست و بیشتر اوقات این اعضای خانواده او هستند که با اضطراب و تشویش فراوان، ناچار به کنارآمدن با  واقعیت های ناشی از بیماری اعتیاد بوده و در نتیجه همواره در رنج و عذاب به سر ببرند (صدیق سروستانی، ۱۳۸۸).

 اختلالات روانشناختی اعتیاد

تعریف اختلالات مربوط به اعتیاد یا مبتنی بر کمیت، فراوانی و یا شدت شکایات جویانه از طرف بیمار می باشد و یا اینکه اصطلاح «مصرف غیرقانونی مواد مخدر» و اختلالات مربوط به اعتیاد قرار می گیرد.

امروزه در محافل دانشگاهی به جای اعتیاد از «وابستگی مواد » نام برده می شود، هرچند که در میان مردم این بیماری به عنوان اعتیاد و بیمار به عنوان معتاد شناخته شده است. بیمار وابسته به مواد علیرغم تجربه مشکلات متعدد ناشی از مصرف مواد، قادر به قطع مصرف آن نیست و به طور اجباری و وسواس گونه به مصرف آن ادامه می دهد. مصرف مواد یک الگوی رفتاری غیرانطباقی و بیمارگونه است که بروز علائم رفتاری، فیزیولوژیکی و شناختی به اختلال های روانی و بالینی در فرد مصرف کننده منجر می شود. این اختلال ها عبارتند از:

۱- ایجاد تحمل: بیمار در دفعات بعدی مصرف برای رسیدن به سطح عقلی روانی و جسمانی ناشی از اثر مواد، باید مقادیر بیشتری از آن را مصرف کند.

۲- بروز علائم ترک: عدم مصرف مواد علائم جسمانی و روانی ترک مانند بیقراری، اضطراب، بیخوابی، درد عضلات، اسهال واستفراغ ظاهر می شود.

۳- تمایل بعدی: هوس، در بیشتر بیماران پس از قطع مصرف مواد وجود دارد ولی بیمار قادر به کنترل هوس و ترک مصرف این کار نمی باشد.

۴- بیمار برای تهیه مواد، هزینه، وقت و سرمایه های دیگران و خانواده را مصرف می کند.

۵- در پی استمرار مصرف مواد و تغییرات روانی و رفتاری در بیمار، مشارکت وی در فعالیت های خانوادگی، اجتماعی، تفریحی و شغلی کاسته می شود.

۶- علیرغم آگاهی بیمار از عوارض جسمانی و روانی مصرف مواد، بیمار قادر به عدم استفاده از آن نمی باشد.

در رابطه با شیوع اعتیاد و اختلالات روانی گزارش های مختلفی وجود دارد و در این مورد بین محققان و متخصصان اتفاق نظر وجود ندارد. به طور کلی میزان شیوع اختلال های روانی در بین مصرف کنندگان مواد مخدر از ۲۵ درصد تا بیش از ۸۰ درصدگزارش شده است (سامانیان و ابراهیمی ثانی، ۱۳۹۴).

طبق تحقیقات انجام شده، احتمال معتاد شدن فرزندان معتادان ۴ برابر بیشتر از سایر افراد است! یک فرد معتاد می تواند زندگی سایر اعضای خانواده خود را کاملاً از هم گسيخته نموده و آسیب هایی ایجاد کند که اثرات آن تا پایان عمر باقی بماند. بیماری اعتیاد یکی از والدین، نه تنها زندگی خود آن ها را به ویرانی می کشد، بلکه اثرات بسیار شدیدی نیز بر روی فرزندان آنها می گذارد. بسیاری از کودکانی که والدین معتاد دارند از عوارض و کمبودهائی چون عدم اعتماد به نفس کافی، تنهایی، احساس گناه، ناامیدی و درماندگی، نگرانی از رها شدن به حال خود و افسردگی مزمن رنج می برند. بسیاری از کودکان خود را مقصر و مسئول مشکلات والدین خود دانسته و فکر می کنند که آنها باعث شده اند تا پدر یا مادر و یا هر دو آنها معتاد شوند. بيشتر فرزندان افراد معتاد به خاطر اينكه پدر یا مادرشان همواره بر مصرف مواد متمرکز بوده و عشق و محبت کافی را به آنها نداده و از تامین کردن نیازهای عاطفی آنان غافل بوده اند، در سنین بزرگسالی بیشتر به سمت اعتیاد به مواد، یا اعتیادهای رفتاری گرایش پیدا می کنند تا از این طریق بتوانند نیازهای ارضا نشده خود را برطرف کنند (پرهیزگار، ۱۳۹۳). کودکان خردسال والدین معتاد ممکن است دچار کابوس و خواب های آشفته شده یا دچار شب ادراری شده و بی اختیار گریه کنند. این احتمال نیز وجود دارد که آنها دوستی برای خود نداشته و به همین دلیل از رفتن به مدرسه نیز وحشت داشته باشند. فرزندان بزرگسال تر ممکن است از عوارض  ناشی از افسردگی مانند وسواس برای نشان دادن شخصیتی کامل و بی نقص، جمع کردن چیزهای بیهوده و بی مصرف، دوری کردن از دیگران یا كمرويی بیش از اندازه رنج ببرند. مطالعات نشان می دهد به دلیل این که فرزندان افراد معتاد فکر می کنند که با دیگران تفاوت دارند، شخصیت ضعیفی از خود به نمایش گذاشته و رفتاری شبیه به والدین معتادشان از خود بروز می دهند. فرزندان نوجوان والدین معتاد نیز ممکن است دچار انواع  ترس های شديد و اضطراب شوند. فرزندان والدین معتاد در بیشتر مواقع در مدرسه مشکل دارند. محیط نابسامان و متشنج خانه باعث می شود که فرزندان نتوانند درس بخوانند و تکالیف خود را انجام دهند. این احتمال نیز وجود دارد که آنها به علت ناتوانی در بیان کردن نیازها و خواسته هایشان، با مشکلات و افت تحصيلی روبرو شوند (حجت و اسلامی، ۱۳۹۲).  اغلب فرزندانی که والدین آنها معتاد هستند، در محیط مدرسه نمی توانند با معلمان و همکلاسی های خود ارتباط برقرار کنند. آنها معمولاً مردود شده و پس از درجا زدن پی در پی در یک دوره تحصيلی، عاقبت ترک تحصیل می کنند. برخی از فرزندان والدین معتاد، به عادت هایی مثل دروغگویی، دزدی ، دعوا کردن و فرار از مدرسه روی می آورند. این گونه کودکان در محیطی بسیار آشفته و نابسامان زندگی می کنند. آنها نمی دانند که والدین معتاد آنها چه رفتاری ازخود نشان خواهند داد و نمی توانند رفتار والدین خود را پیش بینی کنند، به همین دلیل  نمی دانند که خودشان باید چه رفتاری داشته باشند. آنها خود را مسئول معتاد شدن والدین خود دانسته و فکر می کنند که اگر رفتار خوبی داشته باشند و خوب درس بخوانند می توانند والدین خود را از مصرف مواد منصرف کنند. آنها برای دفاع از خود کارهای خطرناک و خشونت آمیزی انجام می دهند. جلب رضایت دیگران و نشان دادن رفتاری بسیار خوب ازجمله اقدامات دیگری است که آنها برای در امان ماندن از خشم والدین خود انجام می دهند.  بیشتر کودکانی که والدین معتاد دارند از اینکه نمی توانند پدر و مادر خود را از مشکلات ناشی از اعتیاد نجات دهند احساس گناه می کنند (پرهیزگار، ۱۳۹۳). 

به دلیل همراه بودن اعتیاد با جرم و خشونت، در خانواده هایی که اعضای آن معتاد هستند رفتارهایی همچون داشتن روابط جنسی با محارم و نزديكان، تجاوز، فحاشی، بدرفتاری و کتک زدن رواج دارد. همچنین برخی از فرزندان اعتیاد در سنین بسیار پایین به روابط جنسی نامشروع روی می آورند و به همین دلیل با اتفاقاتی چون بارداری های ناخواسته و یا ابتلا به بیماریهای مسری مانند ایدز و هپاتیت مواجه شوند. فرزندان بزرگسالی که والدین آنها معتاد هستند، به دلیل بزرگ شدن در یک خانواده معتاد، اغلب از درک و شناخت ریشه مشکلات و گرفتاری های خود عاجز هستند. بسیاری از آنها دچار مشکلاتی مانند افسردگی، پرخاشگری و بی قراری می شوند. بررسی ها نشان داده است که اغلب آنها به مصرف انواع داروهای روانگردان روی آورده و نمی توانند به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کنند. غالبا آنها نیز مانند والدینشان افرادی شکست خورده و درمانده هستند که در بیشتر مواقع شغل های پیش پا افتاده برای خود انتخاب می کنند و تقریباً همه آنها نوعی  برداشت منفی از خودشان دارند. فرزندان بزرگسال والدین معتاد احساس می کنند که افرادی بی ارزش و پر از عيب و نقص هستند. آنها ممکن است در زندگی زناشوئی خود نیز با مشکل روبرو شوند؛ چراکه پدر یا مادر معتاد آنها فرد بی مسئولیتی بوده است که از تامین نیازهای اولیه فرزندانش خودداری کرده است (پورشهباز، ۱۳۹۴). 

از عواملی که می تواند سبب افزایش تعداد معتادان شود، از هم پاشیدگی خانواده و در نتیجه، به هم خوردن تعادل روانی فرد است، این خطر فرزندان را نیز تهدید می کند (هگن[۸]، ۱۹۹۵). والدین معتاد با انتقال انواع بیماری های جسمانی، روانی و اجتماعی به فرزندان، خانواده را به مرز فروپاشی می كشاند، ثبات و آرامش خانه و خانواده را بر هم می زند، اتحاد و يكدلی بين اعضای خانواده را از بين می برد، مشكلات مالی ايجاد می كند و شور و شوق را از خانواده می گيرد. اعتياد می تواند زندگی خانواده را كاملاً مختل كند و مشكلات زيانباری به وجود بیاورد كه تا پايان عمر ادامه پيدا کنند و به همين خاطر است كه از اعتیاد به عنوان بيماری خانوادگی یاد می شود (ربیعی و همکاران، ۱۳۸۸). همچنین از علل گرایش افراد به اعتیاد نارسایی، ناپختگی، سرخوردگی و نداشتن راهنما است. در این صورت است که فرد به سهولت، تحت تاثیر دیگران قرار گرفته و به سبب ضعف روابط عاطفی با والدین به سوی افراد ناباب کشیده می شود. توانائی فرار از خطرات فرضی يا واقعی از جمله عواملی است كه به دلیل اختلال های دوران پس از آسيب های روحی و روانی بروز می کند، لذا كودكانی كه توسط والدين معتاد پرورش يافته اند نمی توانند به راحتی از خطرات و حوادث هولناك  فرار كند و در این شرایط هيچ ابزاری نیز برای دفاع از خود در اختيار ندارند و در ضمن نمی توانند درك كنند كه چرا با آنها بدرفتاری می شود. به همين علت اين گونه كودكان در دوران بزرگسالی نیز نمی توانند خود را با اوضاع و احوال و محيط اطرافشان هماهنگ و سازگار كنند چون در دوران كودكی والدین آنها معتاد بوده و مهارت های زندگی را به آنها آموزش نداده اند. زمانی که این اشخاص بزرگ می شوند ممکن است با ویژگی ها و خصوصیتی همچون درماندگی، افسردگی، اضطراب، سرکوب احساسات، استدلال غیر منطقی، عدم اعتماد در ارتباطات، بدگمانی، محدودیت های عاطفی و روانی، وابستگی های ناسالم و بی ثباتی احساسی روبرو باشند (حجت و اسلامی، ۱۳۹۲). مک گینز و همکاران (۲۰۱۲)، در تحقیقات خود نشان دادند که سبک های فررزند پروری درکاهش رفتارهای پرخطر از جمله اعتیاد نوجوانان موثر است. تحقیقات ویلدر و والت (۲۰۰۲)، نشان داده است که والدینی که معتاد بوده اند، فرزندانی با خصوصیات رفتاری پرخاشگری، خشونت و رفتارهای پرخطر داشتند. هرمان (۱۳۸۰) در مطالعه ای نشان داد که نظارت و کنترل اندک والدین بر فرزندان خود باعث وابسته شدن آن ها به همتایان منحرف در بیرون از منزل شده، راه های رفتار بزهکارانه همچون مصرف مواد اعتیادآور و فرار از منزل را برای نوجوانان هموار می کند (پیک هارت، ترجمه هرمان، ۱۳۸۰). بنابراين اکثر تحقيقات و گزارشات ارائه شده چه در داخل کشور و چه تحقیقات خارج از کشور حاكي از موفقيت و نتايج مثبت رابطه بين متغيرهاي هاي (سوءمصرف مواد و اختلالات جسمی، روانی و اجتماعی) را نشان می دهد. بنابراین، تلاش محقق در مقاله حاضر، پاسخ به این سوال است که، آیا بین بیماری های روانی- اجتماعی و سلامت عمومی  فرزندان با اعتیاد والدین رابطه ای وجود دارد؟

روش

جامعه، نمونه و روش نمونه گیری

اين پژوهش از نوع توصيفي و تحلیلی است. جامعه آماري تحقيق شامل کلیه والدین و فرزندان معتادان به سوءمصرف مواد مخدر بین سنین (۲۹-۱۵ ساله) که در سالهای ۹۶-۱۳۹۵ ساکن شهرستان های استان خراسان شمالی می باشند. حجم نمونه در اين تحقيق با توجه به هدف تحقيق و روش نمونه گيري، شامل ۲۶۸ نفر از والدین و فرزندان معتادان سوء مصرف مواد مخدر انتخاب شدند.

ابزار

۱) پرسشنامه علائم رواني SCL- 90 – R  : این پرسشنامه داراي ۹۰ سوال براي ارزشيابي علائم روانشناختي است و ابعاد زير در اين آزمون مورد بررسي قرار مي گيرد: ترس مرضي، پرخاشگري، اضطراب، وسواس و اجبار، حساسيت بين فردي، شكايات جسماني، روان پريشي، افكار پارانوئيدي، و افسردگي. آزمودني مي تواند يكي از پنج گزينه هيچ، كمي، تاحدي، زياد، خيلي زياد را با توجه به وضعيت رواني خود پاسخ دهد كه به ترتيب نمره هاي صفر، ۱، ۲، ۳، ۴ براي هر گزينه محاسبه مي شود. پايايي و اعتبار اين آزمون، در بررسي هاي دورگاتيس، ريكلز، ۱۹۷۶؛  دركرو، مارگرليس، ۱۹۸۵؛ ميرزايي، ۱۳۵۹؛ دولت آبادي، ۱۳۷۱؛ فرجاد، ۱۳۷۲؛ قنبري، ۱۳۸۸ مورد تأييد قرار گرفته است. همچنين اين آزمون در دو مرحله بطور اساسي در انستيتو روانپزشكي روي نمونه اي بالغ بر ۴۰۰۰ نفر و در مركز تحقيقات رواني اجتماعي روي ۳۶۰۰ نفر معتاد و ۲۶۰۰ نفر غيرمعتاد در استانهاي مختلف كشور اجرا گرديده و ميزان اعتبار و ثبات آن در اندازه گیری مقیاس های مورد نظر، بالا و معتبر بوده است (حسینی و همکاران، ۱۳۸۷).

۲) پرسشنامه سلامت عمومی :

پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) برای پاسخگویی به یکی از دغدغه‌های اساسی متخصصان حوزه سلامت روان به وجود آمد. همواره وجود یک ابزار مناسب و کوتاه که بتواند ملاکی درباره سلامت روان کلی افراد جامعه ارائه دهد و بتوان به گستردگی آن را اجرا کرد در ذهن محققان این حوزه وجود داشته است. با توجه به همین نیازها این پرسشنامه تهیه شد. پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) در سال ۱۹۷۲ توسط گلدبرگ ساخته شد و به سرعت به پراستفاده‌ترین ابزار برای سنجش موارد غیرروانپزشکی تبدیل شد. عمده­ترین مزیت GHQ این است که برای اجرا کننده آسان، کوتاه و عینی است. فرم ۲۸ سوالی این پرسشنامه در سال ۱۹۸۹ به وسیله گلدبرگ و هیلیر ساخته شد و دارای ۲۸ ماده و ۴ زیرمقیاس است. (مولینا و همکاران[۹]، ۲۰۰۶). این پرسش­نامه به شیوه لیکرت که دارای چهار گزینه است نمره­گذاری می­شود. در نهایت یک نمره کلی و چهار خرده مقیاس به دست می­آید (علائم جسمانی، اضطراب و بی­خوابی، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی). نظیفی و همکاران (۱۳۹۲) به بررسی ویژگی­های روانسنجی این پرسشنامه در بیمارستان­های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کرمان پرداختند. در این پژوهش ۴۱۵ نفر از کارکنان بیمارستان­های کرمان به روش در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج این پژوهش حاکی از پایایی خوب این پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ بود (ابراهیمی و همکاران، ۱۳۸۶).

پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) دارای ۲۸ سوال است که هر سوال از ۰ تا ۳ نمره‌گذاری می‌شود. در نهایت نمره کلی فرد بین ۰ تا ۸۴ خواهد بود. هر چه نمره فرد کمتر باشد سلامت روانی بیشتر است و هر چه نمره فرد بیشتر شود سلامت روانی کاهش می‌یابد.

روايي اين آزمون توسط عباس هومن جهت تعيين روايي سازه از تحليل عاملي به روش مولفه هاي اصلي با چرخش واريماكس استفاده كرد كه نتيجه اين محاسبات حاكي از اشباع تست از چهار عامل معنادار و مهم است. و نيز روايي ملاكي برآوردشده از طريق محاسبه ضريب همبستگي GHQ-28   و SCL-90-R  را معادل ۸۲/. گزارش نموده اند. ثبات در اندازه گيري مقياس هاي مورد نظر، بالا و معتبر بوده است (تقوی، ۱۳۸۰).

بررسی یافته های تحقیق

آماره های توصیفی گروه نمونه به تفکیک طبقات سنی و جنسیت فرزندان معتادان در جدول زیر ارایه شده است.

جدول ۱: آماره های توصیفی گروه نمونه به تفکیک طبقات سنی و جنسیت فرزندان معتادان

 فراوانی                                                          درصد

طبقات سنی                

                                دختران                   پسران                                دختران                  پسران                                         

۲۰-۱۶                   71                         57                                  49/26                  27/21

۲۵-۲۱                    29                        56                                   82/10                 9/20

۳۰-۲۶                    19                         36                                    09/7                 43/13

مجموع                   119                      149                                    4/44                  6/55

آماره های توصیفی گروه نمونه به تفکیک میزان تحصیلات و جنسیت فرزندان معتادان در جدول زیر ارایه شده است.

جدول ۲: آماره های توصیفی گروه نمونه به تفکیک میزان تحصیلات و جنسیت فرزندان معتادان

                                     فراوانی                                                               درصد

میزان تحصیلات

                           دختران                پسران                                     دختران                پسران

ابتدایی                      8                   10                                          ۹۹/۲                      73/3

راهنمایی                   32                  45                                         94/11                    79/16

دیپلم                       40                   38                                        ۹۳/۱۴                     18/14

فوق دیپلم                  24                  28                                          ۹۶/۸                      44/10

لیسانس                     15                  28                                          6/5                        44/10

———————————————————————–

مجموع                     119               149                                          4/44                       6/55

آماره های توصیفی گروه نمونه به تفکیک مصرف دخانیات و جنسیت فرزندان معتادان در جدول زیر ارایه شده است.

جدول ۳: آماره های توصیفی گروه نمونه به تفکیک مصرف دخانیات و جنسیت فرزندان معتادان

                                      فراوانی                                                             درصد

مصرف دخانیات

                           دختران            پسران                                   دختران                        پسران

سیگار                    10              43                                        73/3                        04/16

قلیان                      32             38                                        ۹۴/۱۱                      18/14

بدون مصرف             ۷۷              68                                       73/28                       37/25

مجموع                   119             149                                        4/44                     6/55       

آماره های توصیفی گروه نمونه به تفکیک مدت مصرف و جنسیت والدین معتاد در جدول زیر ارایه شده است.

جدول ۴: آماره های توصیفی گروه نمونه به تفکیک مدت مصرف و جنسیت والدین معتاد

                                         فراوانی                                                            درصد

مدت مصرف (سال)

                               زن               مرد                                             زن                  مرد

۲-۱                            15                12                                            60/5               48/4

۴-۲                            22                15                                             21/8              60/5

۶-۴                            21                25                                             83/7               33/9

۸-۶                            22                25                                              21/8              33/9

۱۰-۸                         39                  72                                             55/14           86/26

——————————————————————–

مجموع                       119               149                                               4/44            6/55

آماره های توصیفی مرتبط با سلامت عمومی فرزندان دارای والدین معتاد در جدول زیر ارایه شده است.

جدول ۵: آماره های توصیفی سلامت عمومی فرزندان دارای والدین معتاد

                            نشانگان

شاخص های سلامت عمومی (درصد)     بدون علائم باکمترین حد        خفیف           متوسط     شدید یا مرضی                                                                  

اضطراب و بی خوابی                                84/32                    12/51               68/15               36/.                            

علائم جسمانی                                         ۸۵/۲۹                    ۸۵/۲۹              18/39              12/1

اختلال در کارکرد اجتماعی                          57/11                   82/35               15/45              46/7

علائم افسردگی                                        64/46                    07/35              54/17               75/.

سلامت عمومی                                         19/11                   27/46              42/41               12/1 

این نتایج مبین این است که، سلامت عمومی فرزندان معتاد شامل وضعیت جسمانی (سردردها، کاهش میل به غذا)؛ اضطراب و اختلال خواب (پایین بودن سطح هوشیاری، کاهش ساعات خواب وخستگی روانی)؛  نارسایی در عملکرد اجتماعی (عدم حضور در موقعیت های خانوادگی و اجتماعی) و افسردگی یعنی احساس غمگینی، ناشادبودن، در خود فرورفتن که موجب خواهد شد فرد عزت نفس خود را از دست داده باشد و با تمرکز ضعیف در تصمیم گیری ها دچار مشکل شده و فردی درمانده و با داشتن بسیاری از اختلالات روانی در خانواده و جامعه حضور یابد که تمامی این ها با اعتیاد والدین ارتباط و خود در  فراهم آوردن زمینه اختلالات روانی فرزندان نقش موثری دارند.

آماره های توصیفی مرتبط با سلامت روانی فرزندان دارای والدین معتاد در جدول زیر ارایه شده است.

جدول ۶: آماره های توصیفی سلامت روانی فرزندان دارای والدین معتاد

                                            نشانگان                        

شاخص های سلامت روانی (درصد)                   خفیف                      متوسط                          شدید یا مرضی                                                                   

شکایات جسمانی                                           ۵۰                       ۰۶/۳۸                                  ۹۴/۱۱

افکار وسواسی- اجباری                                   57/61                    49/26                                  94/11                       

روابط بین فردی                                           ۸۸/۷۳                    ۱۸/۱۴                                  ۹۴/۱۱                                   

افسردگی                                                    ۱۸/۶۴                    ۸۸/۲۳                                  ۹۴/۱۱

اضطراب                                                     ۱۸/۶۴                    88/23                                  94/11

پرخاشگری                                                  ۱۲/۷۶                   94/11                                   94/11

ترس مرضی                                                ۰۶/۸۸                       0                                       94/11                                           

افکار پارانوئیدی                                            ۷۲/۵۶                    ۰۶/۳۸                                   ۲۲/۵

روان پریشی                                                 ۱۲/۷۶                    ۸۸/۲۳                                      0

شاخص کلی (GSI)                                       ۹۴/۶۱                    ۱۲/۲۶                                  ۹۴/۱۱

در تبین این سوال می توان گفت که، والدین با داشتن اعتیاد در فراهم آوردن زمینه اختلالات جسمانی- اجتماعی و روانی فرزندان نقش موثری دارند. زمانی که پدر یا مادری دارای سوء مصرف مواد مخدر باشند، ناراحتي ها ناشي از ادراك عملكرد ناسالم بدن، شكايات از عملكرد سيتم قلبي- عروقي، دستگاه گوارش، سردردهاي عضلاني و شكايات جسماني مربوط به حالات اضطرابي که در رفتارها و عملکرد روانشناختی فرزندان معتاد کاملاً قابل لمس و مشاهده است. این گونه فرزندان معمولاً دارای اختلال وسواسي فكري- عملي نیز هستند که طي آن بيمار گرفتار افكار و وسواس های مكرر می شوند رفتارهای این دسته از فرزندان باعث احساس عدم كفايت و حقارت شده و فرد بالاخص در مقايسه با ديگران تأكيد دارد. کمبود اعتماد به نفس و ضعف در عزت نفس فرزندان باعث می شود آنان خود را دست كم گرفته و احساس عدم آرامش کنند و راحت نبودن در برقرار ارتباط با والدین موجب اختلال در عملکرد رفتاری و روانی آنان خواهد شد.

شاید بتوان گفت که در بعد علائم جسماني در واقع احساس سلامت جسماني و بيمار نبودن، نداشتن ضعف و سستي نداشتن درد در اندامها مثلاً نداشتن سردرد، نداشتن تغيير دماي بدن، نداشتن بي خوابي، نياز نداشتن به مصرف داروي نیز نوعی تمارض است که در رفتارهای های آنان  قابل مشاهد است. عصبي بودن، احساس فشار خون و لرزش در اندام بدن، ترس هاي ناگهاني، احساس وحشت، بيم و نگراني نسبت به آينده در فرزندان دارای والدین معتاد در این تحقیق نشان داده شده است. از دیگر رفتارهای جسمی و اجتماعی و روانی این گروه،  افكار و احساسات و يا اعمالي است كه نشان دهنده وضعيت خلقي منفي ناشي از خشم مي باشد. یعنی پرخاشگری بدلیل کمبود و ارضا نشدن برخی از نیازهای اولیه در رفتارهایشان دیده می شود. ترس شديد نسبت به يك فرد، مكان، شيء بخصوص و يا موقعيتي كه ويژگي آن غير منطقي بودن و عدم تناسب با محرك آن ترس بوده و منجر به رفتار اجتنابي و فرار از آن محرك  از علائم روانشناختی فرزندان دارای والدین معتاد است. و با جراٌت می توان گفت اختلالاتی مانند بروفكني (توجیه رفتارها)، پرخاشگري، سوءظن، خودبزرگ بيني، خودمحوري و هذيان نیز دیده می شود. همچنین حالتهای گوشه گيرانه و انزوا و نحوه ي زندگي تنهایی  در غالب افراد  دارای بیماری معتاد و خانواده آنان نیز قابل مشاهده است.

بحث و نتيجه گيري

نگاه به خانواده همچون نگاه به یک سیستم است که مجموعه ای از واحدها، بخش ها یا افرادی را دربرمی گیرد که به طور پیوسته با هم در تعامل هستند و همراه با هم، یک کل را به وجود می آورند و هر بخش از این سیستم تحت تاًثیر اموری است که در درون نظام یا سازمان مورد نظر برای بخش های دیگر رخ می دهد. افزون بر تاثیرات درون خانواده، از سیستم بزرگ تر که اجتماع شناخته می شود نیز تاثیر پذیر و با آن در تعامل هستند. بنابراین هر گونه تغییری که در اجتماع صورت گیرد بالطبع در نظام کوچکتر خانواده هم آثارش پدیدار خواهد گشت. یکی از این تغییرات اجتماعی که در طول سالیان متمادی رخ داده است، تشکیل شکل های گوناگونی از خانواده و شیوه های مختلف زندگی است. در واکنش به این تغییرات، برخی از خانواده ها نسبت به خانواده های دیگر با آسیب های بیشتری درگیر شده اند که به نام خانواده های آسیب پذیر شناخته می شوند. خانواده های آسیب پذیر با چالش های چندگانه و بلند مدت، روبه رو هستند. چالش ها شامل مشکلات پیوسته درون سیستمی و درونی مانند سوءمصرف مواد، کمبود آموزش، خشونت و فقر بلندمدت ومزمن و کمبود منابع هستند. مشکلات در بافتی از محرومیت های اقتصادی تجربه می شوند که خانواده و اعضای آن را در روندی پرتنش،  در گیر می کنند. آسیب پذیری خانواده ها تا بدان جا پیش رفته است که از هر چهار خانواده، یک خانواده آسیب پذیر است (روغنچی و همکاران، ۱۳۹۶). یکی از مهم ترین گونه های خانواده آسیب پذیر، خانواده های معتادان هستند که متاسفانه در جوامع امروزی در حال رشد نیز هستند.

در همین رابطه طبق آمار، شیوع اعتیاد در ایران در حد متوسط رو به بالا است و بر اساس نظر پزشکی قانونی مصرف چند ماده‌ای معتادان موجب افزایش ۱ درصدی مرگ و میر در ۶ ماهه نخست سال ۱۳۹۵ بوده است. امروزه وسعت اعتیاد در جهان چنان گسترش یافته که به شکل یک بیماری مزمن و اجتماعی درآمده است. بیماری اعتیاد والدین، نه تنها زندگی خود آن ها را به ویرانی می کشد، بلکه اثرات بسیار شدیدی نیز بر روی فرزندان آنها می گذارد. بسیاری از کودکانی که والدین معتاد دارند از عوارض و کمبودهائی چون عدم اعتماد به نفس کافی، تنهایی، احساس گناه، ناامیدی و درماندگی، نگرانی از رها شدن به حال خود و افسردگی مزمن رنج می برند. احتمال گرايش به اعتياد در فرزندان بزرگسال افراد معتاد، چهار برابر بیشتر از سایر افراد در جامعه هستند.

 اهم یافته های این پژوهش عبارتند از:

۸۰ درصد از فرزندان در بین گروه سنی ۲۵-۱۶ سال قرار دارند.

۵۸ درصد از فرزندن دارای تحصیلات راهنمایی و متوسطه هستند.

۴۶ درصد از فرزندان تجربه مصرف سیگار و قلیان را داشته اند.

۲۸/۴۳ درصد از فرزندان اشاره داشته اند که روابط بین اعضای خانواده همراه با خشنونت و پرخاشگری است.

۵۸ درصد از والدین دارای تحصیلات در سطح راهنمایی و مقطع متوسطه هستند.

سن اعتیاد والدین در بین ۳۰-۱۵ سال است که ۶۷ درصد جامعه آماری را تشکیل می دهد.

۶۲ درصد از  والدین بیش از ۸ سال است که مصرف کننده مواد هستند.

۸۵ درصد از مصرف کنندگان مواد (والدین) درآمدی بین کمتر از پانصد هزار تومان تا یک میلیون تومان در ماه داشته اند.

۹۶ درصد از مردان و ۶۱ درصد از زنان خانواده سابقه مصرف سیگار و قلیان را داشته اند.

بر اساس نتایج بدست آمده ۲۸ درصد فرزندان دارای والدین معتاد، با علایم روان پزشکی روبرو هستند که شیوع علایم فرزندان به ترتیب در شکایات جسمانی (۵۰ درصد)، افکار پارانوئیدی (۴۳ درصد)، افکار وسواس-اجباری (۳۸ درصد)، اضطراب (۳۵ درصد)، حساسیت در روابط متقابل (۲۶ درصد)، روان پریشی (۲۴ درصد)، پرخاشگری (۲۳ درصد)، ترس مرضی (۱۲ درصد) می باشد. در مطالعه حاضر حدود  ۸۸ درصد افراد مورد مطالعه (فرزندان معتادان) حداقل در یکی از مقیاس های نه گانه آزمون SCL-90-R دارای علائم اختلال روانی (خفیف، متوسط و شدید) و ۱۲ درصد دچار علایم اختلال شدید در یکی از مقیاس ها بوده اند. در بعضی مطالعات انجام شده در دانشگاه های علوم پزشکی کشور، شیوع اختلالات روانی زیر ۳۰ درصد و در برخی دیگر بالای ۳۰ درصد گزارش شده است. البته در مطالعه حاضر به دلیل عدم انجام مصاحبه بالینی با افراد مورد بررسی، تشخیص دقیق اختلال روانی میسر نبود. بنابراین، نتایج به دست آمده تنها نشان دهنده وجود علائم و شیوع اختلال روانی می باشد.

خرده مقیاس های سلامت روانی فرزندان نشان داد که فرزندان خانواده معتادان به ترتیب اولویت دچار شکایات و اختلالات روانشناختی، شکایات جسمانی، وسواس- اجباری، حساسیت در روابط متقابل، افسردگی و افکار پارانوئیدی هستند. ۶۴ درصد از والدین و ۴۶ درصد از فرزندان از سلامت عمومی خفیف برخوردار هستند. اگر به یافته های بخش تحلیلی نگاهی اندوخته شود نشانگر این است که با افزایش مدت وابستگی به اعتیاد، سلامت عمومی و روانی والدین و فرزندان از خفیف به متوسط و از حد متوسط به سمت شدید جهت می گیرد که تبعات آن می تواند تشدید کننده باشد. ناامیدی ودرماندگی، نگرانی رها شدن، افسردگی مزمن را بدنیال داشته باشد و متاسفانه شدت و جهت پژوهش نشان می دهد که فرزندان ۴ برابر بیشتر از سایر افراد جامعه زمینه ارائه رفتار والدین معتاد خود را دارا هستند. بسیاری از کودکانی که والدین معتاد دارند از عوارض و کمبودهایی چون عدم اعتماد به نفس کافی، تنهایی، احساس گناه، ناامیدی و درماندگی و نگرانی از رها شدن و افسردگی مزمن رنج می برند که در این پژوهش نیز این موارد تاًیید گردید.

اختلافات موجود بین والدین (شکاف بین نسلی)، محیط های زندگی با فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلف، پیشرفت تکنولوژی، عدم آشنایی فرزندان با فرهنگ استفاده از صنعت و ابزار پیشرفته، مصرف مواد، سطح تحصیلات متوسط پایین والدین، عوامل موًثر بر پایین بودن سطح سلامت عمومی و روان فرزندان می باشد. لذا اعتیاد والدین نه تنها تاًثیر ویرانگری بر روی کیفیت زندگی آنان دارد، بلکه اثرات بسیار شدیدی نیز بر روی فرزندان آنها می گذارد. والدین اولین کسانی هستند که شخصیت فرزندان را شکل می دهند. محیط سالم باعث رشد افکار فرزندان می شود و محیط ناسالم نیز می تواند عمیق ترین تباهی ها را در فرزندان شکل دهد. در چنین حالتی در صورتی که والدین دچار آلودگی (به خصوص مواد مخدر)‌ باشند، فرزندان آنها نیز از هر لحاظ آسیب پذیرتر و زمینه ورود به انواع جرایم برای آنها فراهم می شود. لذا خانواده ی دارای فرد معتاد، محصولی همانند کسالت و بیماریهای روحی– روانی برای فرزندان به بار         می آورد؛ روان رنجوری و پریشان حالی فرزندان در این خانواده ها بیشتر است؛ هم چنانکه آنها نسبتاً اضطراب و نا امیدی بیشتری را احساس می کنند. این افراد برای ابتلا به بزهکاری مستعد تر هستند و آینده مناسبی برای خود نمی بینند.

همچینن عوارض و تبعات سوء مصرف مواد مخدر والدین، می تواند زمینه کمبود اعتماد به نفس، رفتارهای تکانشگری، کمبود ارتباطات اثربخش، اعتماد به نفس کاذب و یا ضعف در عزت نفس، اختلال در یادگیری و پیشرفت تحصیلی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس،  آستانه تحمل پایین، مشکلات جنسی و عدم سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی نامطلوب، ناکارآمدی، خودانگاره ضعیف، عدم نشاط اجتماعی، هویت ناموفق و شکست، خلق پایین، فقر فرهنگی و عاطفی را در فرزندان فراهم سازد. لذا هر چه جو خانواده، مثبت، سازنده و قانون مدار باشد، احتمال وقوع جرم در میان فرزندان کمتر خواهد شد. در واقع والدین هستند که با برقرای روابط عاطفی و ایجاد امنیت روانی در خانواده، نظارت بر رفتار و عملکرد  آنان را تقویت نموده و در جهت پیشگیری از وقوع رفتارهای پرخطر و آسیب های اجتماعی موثر واقع  می شوند.

در تبیین یافته های این پژوهش نیز می توان با مداخله در فرایند رشد افراد، بهبود شرایط زندگی آنها و سالم سازی محیط اجتماعی و محیط طبیعی با حذف یا کاهش علل جرم زا و در نتیجه پیشگیری از آسیب های اجتماعی از جمله اعتیاد باشیم.

پیشگیری اجتماعی، مجموعه اقداماتی است که مهار عوامل اثرگذار در شکل گیری جرم را دنبال می کند. پیشگیری اجتماعی تقویت بنیادهای است که با اثرگذاری بر گروه های در آستانه خطر به جامعه پذیری فرد کمک می کند. شاید بهترین راهبرد برای پیشگیری، غلبه یا دست کم کاهش جرایم، در نظر گرفتن اثر تعاملی علل و عوامل جرم زا باشد. لذا متداولترین عوامل خطر بزهکاری مانند اختلالات رفتاری در گروه وابسته به سوء مصرف مواد مخدر والدین، فرزندان قرار می گیرند. بنابراین، پیشگیری اجتماعی در صدد است با بهره جستن از تدابیری در زمینه بالا بردن سطح آموزش، کاهش یا از بین بردن فقر، اشتغالزایی، فرهنگ سازی و حمایت از افراد ویژه، آنها را با قواعد اجتماعی همنوا سازد. بدین ترتیب این نوع پیشگیری با استفاده از تدابیر و اقدامات کنشی یا غیر کیفری به دنبال شخصیت سازی، مردم آمیزی و جامعه پذیری فرزندان خانواده های معتادان است. همچنین پیشگیری اجتماعی در تلاش است تا با اتخاذ تدابیر مناسب و به کارگیری به هنگام اقدامات حمایتی از پایداری رفتاری و گرایش های مجرمانه در افرادی که در سنین پایین و دوران کودکی دچار ناسازگاری، کجروی و بزهکاری زودرس شده اند، جلوگیری نماید (نیازپور، ۱۳۸۳).

پیشنهادات:

– تلاش برای بهبود کیفیت زندگی، رفع و پیگیری مشکلات خانوادگی، اقتصادی، روانی و … خانواده معتادان از طریق فعال کردن مراکز مشاوره سازمان بهزیستی، زندانها و نهادهای حمایتی.

-تلاش در جهت اجرای هدفمند نمودن برنامه ها و اقدامات روان درمانی توحیدی برای خانواده های معتادان و فرزندان آنان. ( خصوصاً زندانیان دارای فرزندان نوجوان).

-راه اندازی برنامه های توانمندسازی خانواده های معتادان از جمله آموزش مهارت های زندگی و شیوه های رهبری و سرپرستی خانواده

– همکاری سازمان های مردم نهاد با سایر سازمان های دولتی در جهت پیشگیری از برخی آسب های اجتماعی از جمله اعتیاد فرزندان معتادان.

– آموزش های سبک فرزند پروری (با رویکرد ذهن آگاهی فرزندان در جهت پیشگیری از آسیب های اجتماعی) در مدارس از طریق انجمن اولیاء و مربیان.

– درمان های غیردارویی بر روی معتادان به سوء مصرف مواد مخدر با رویکرد شناختی – رفتاری به منظور بهبود کیفیت زندگی

 در نهایت پژوهش های آتی،  بیماری روان –تنی فرزندان را با مولفه های دیگر مورد بررسی قرار دهند.

                               
                               

منابع

– آقابخشی، حبیب .(۱۳۹۲). اعتیاد و آسیب شناسی خانواده: رویکرد مددکاری اجتماعی. تهران: دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

– آبادینسکی، هوراد. (۲۰۰۷). مواد مخدر نگاهی اجمالی. ترجمه، محمد علی ذکریایی و همکاران.(۱۳۹۰). تهران: انتشارات جامعه و فرهنگ.

– ابراهیمی، امراله؛ مولوی، حسین؛ موسوی، غفور؛ برنا­منش، علی­رضا؛ یعقوبی، محمد. (۱۳۸۶). ویژگی­های روان‌سنجی، ساختار عاملی، نقطه برش بالینی، حساسیت و ویژگی پرسشنامه سلامت عمومی ۲۸ سؤالی (GHQ-28) در بیماران ایرانی مبتلا به اختلالات روان‌پزشکی. تحقیقات علوم رفتاری، ۵(۱)، صفحات ۵ تا ۱۲٫

–  پیک هارت، کارل. (بی تا). کلیدهای پیشگیری و مقابله با اعتیاد در نوجوان و جوان. ترجمه مسعود هرمان (۱۳۸۰)، تهران: انتشارات صابرین.

– پرهیزکار، آزردخت. (۱۳۹۳)، مقایسه کیفیت رابطه ی ولی-فرزندی دانش آموزان دختر دبیرستانی دارای بحران هویت و فاقد بحران هویت، پایان نامه کارشناسی ارشد تهران، دانشگاه تربیت معلم.

– پورشهباز، عباس. (۱۳۹۴)، بررسی روابط ساختاری عوامل روانشناختی خطرزا و حفاظت کننده ی مصرف مواد مخدر، پایان نامه دکتری روانشناسی بالینی، تهران، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

– تقوی، سید محمد رضا (۱۳۸۰). بررسي روايي و اعتبار پرسشنامه سلامت عمومي. مجله روانشناسی، ۵ (۴)، ۳۸۱-۳۹۸٫

– حجت، کاوه؛ اسلامی اندرگلی، عنایت. (۱۳۹۲). خانواده، فرزندان و پیشگیری از اعتیاد. تهران: نشر آرویچ ایرانیان.

– حجت، کاوه؛ ابراهیمی ثانی، ابراهیم. (۱۳۹۲).کاربرد مددکاري اجتماعي در درمان اعتياد. تهران: نشر آرویچ ایرانیان.

– حجت، کاوه؛ طباطبائی چهر، محبوبه؛ مرتضوی، حامد؛ ابراهیمی ثانی، ابراهیم؛ مرادیان، حسن؛ جعفری، جعفر. (۱۳۹۱). مجله دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی، شماره ۴٫

– حسینی، نرگس و همکاران. (۱۳۸۷). پرسشنامه های پژوهشی در زمینه روان شناسی، مشاوره، علوم تربیتی و جامعه شناسی. زیر نظرحسن پاشا شریفی. تهران، انتشارات سخن.

– ربيعي، ناصر و همكاران (۱۳۸۸). اصول و مباني بهداشت رواني (۱و۲). ماهنامه اجتماعي فرهنگي آموزشي، سال هشتم، شماره ۹۴٫

– روغنچقی، محمود؛ جزایری، رضوان؛ اعتمادی، عذرا؛ فاتحی زاده، مریم؛ مومنی، خدامراد. (۱۳۹۶). اثر بخشی مشاوره گروهی مبتنی بر تاب آوری بر کیفیت رابطه والد- فرزندی و عملکرد خانواده در خانواده های مادر سرپرست. فصلنامه خانواده پژوهی، سال سیزدهم، شماره ۵۱٫

– سادوك، بنيامين؛ سادوك، ويرجينيا . خلاصه روانپزشكي. ترجمه نصرت ا.. پورافكاري. ۱۳۸۵٫ ج سوم. تهران: انتشارات شهرآب.

– سامانیان، مصیب؛ ابراهیمی ثانی، ابراهیم. (۱۳۹۴). مبانی و اصول آگاه سازی اعتیاد. بجنورد: انتشارات بیژن یورد.

 – صديق سروستاني، رحمت الله. (۱۳۸۸). آسيب شناسي اجتماعي (جامعه شناسي انحرافات اجتماعي). تهران: انتشارات سمت.

– قنبری، بهرامعلی. (۱۳۸۸). مداخله و ارزیابی اقدامات کنترل رفتارهای پرخطر در زندان های خراسان شمالی. طرح تحقیقاتی، مجری دانشگاه فردوسی مشهد.

– ناظر، محمد؛ ابراهیمی نژاد، غلامرضا؛ رحیمی، محمدرضا (۱۳۹۲). بررسی تاًثیر اعتیاد والدین بر سلامت روان فرزندان و تغییر گرایش آنها به اعتیاد. مجله دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز.

– نیازپور، امیر حسین. (۱۳۸۳). پیشگیری زود هنگام از پایداری از رفتارهای مجرمانه، مجله فرهنگ و پژوهش، ش ۱۶۱٫

– نوروزی، رحیم (۱۳۹۴). معاون سیاسی، امنیتی استانداری خراسان شمالی، خبر شماره ۸۱۶۲۳۹۱۰ مورخ ۰۵/۰۳/۹۴

-Janson, L. A. & Jackson, H. J (2011). Early maladaptive schemasin personality disorder individuals. Journal of Personality Disorders, 18, 467-478.

– Hegan, john (1995). Modern Criminology Mc Graw-hill Inc.

 -Wilder, E.I. & Watt, T.T. (2002) “Risky Parental Behavior and Adolescent Sexual Activity at Firest Coitus”. Milbank Quarterly. 80, 481–۵۲۴

-Mckenzie ,F.James ,Neiger ,L.Brad ,Thacheray ,Rosemary.(2012).«planning, Implementing ,&

-Molina, J.D and et al. (2006). The factor structure of the General Health Questionnaire (GHQ): a scaled version for general practice in Spain. European Psychiatry. ۲۱; p: 478–۴۸۶٫

میانگین نشانه های سلامت روانی (SCL-90-R)

  خرده مقیاس ها میرزایی (نمونه ایرانی) فتحی (نمونه ایرانی) اولسن (نمونه دانمارکی) پژوهش حاضر (نمونه ایرانی)
M S.D M S.D M S.D M S.D
شکایت جسمانی ۳۶/۰ ۴۲/۰ ۳۰/۰ ۳۱/۰ ۴۹/۰ ۵۳/۰ ۶۴/۱ ۹۳/۰
وسواسی- اجباری ۳۹/۰ ۴۵/۰ ۶۷/۰ ۵۰/۰ ۶۳/۰ ۶۱/۰ ۷۸/۱ ۹۴/۰
حساسیت در روابط متقابل ۲۹/۰ ۳۹/۰ ۶۶/۰ ۵۳/۰ ۵۴/۰ ۶۳/۰ ۶/۱ ۶۵/۰
افسردگی ۳۶/۰ ۴۴/۰ ۳۹/۰ ۳۸/۰ ۵۹/۰ ۵۴/۰ ۸/۱ ۰۱/۱
اضطراب ۳۰/۰ ۳۷/۰ ۳۳/۰ ۳۸/۰ ۴۴/۰ ۵۴/۰ ۴۹/۱ ۱۲/۱
پرخاشگری ۳۰/۰ ۴۰/۰ ۲۹/۰ ۳۵/۰ ۳۴/۰ ۴۱/۰ ۵۶/۱ ۱۲/۱
ترس بیمارگونه (فوبی) ۱۳/۰ ۳۱/۰ ۲۵/۰ ۳۰/۰ ۱۳/۰ ۳۴/۰ ۱۱/۱ ۰۲/۱
افکار پارانوئیدی ۳۴/۰ ۴۴/۰ ۷۶/۰ ۵۶/۰ ۴۶/۰ ۵۹/۰ ۸/۱ ۶/۰
روان پریشی ۱۴/۰ ۲۵/۰ ۴۸/۰ ۳۹/۰ ۲۲/۰ ۳۲/۰ ۳۴/۱ ۸۷/۰
شاخص کلی علائم مرضی (GSI) ۳۱/۰ ۳۱/۰ ۴۶/۰ ۳۵/۰ ۴۵/۰ ۴۳/۰ ۶۱/۱ ۸۶/۰

برای آگاهی از نقطه برش چک لیست در جامعه ایرانی به مطالعات انجام شده مراجعه شد به طوری که در اکثر پژوهش های ایرانی و خارجی (بیانی؛ رضاپور؛ اولسون) با استفاده از میانگین نقطه برش ۵/۲ برای زیر مقیاس ها، و نقطه برش ۳/۱ را برای شاخص علائم مرضی، مورد بررسی قرار داده اند. همچنین در اکثر پژوهش هانقطه برش ۷/۰ را به عنوان شاخص علایم مرضی (GSI) گزارش نموده اند (رضاپور، ۱۳۷۶؛ حسینی، ۱۳۸۳؛ غفاری نژاد، ۱۳۸۲). در پژوهش حاضر از روش نقطه برش میانگین بعلاوه یک، دو، سه انحراف معیار به ترتیب به عنوان اختلال خفیف، متوسط و شدید طبقه بندی شده است (حجت وهمکاران، ۱۳۹۱). 


[۱] : کارشاس ارشد روان شناسی بالینی و علوم اجتماعی، مدیر کل و رئیس شورای تحقیقات  زندان های استان خراسان شمالی و مدرس دانشگاه

۲-كارشناس ارشد مشاوره و راهنمايي، مدرس مرکز علمی کاربردی بهزیستی و تامین اجتماعی و دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد، دبیر شورای تحقیقات زندانهای خراسان شمالی. (نویسنده مسئول) eesani65@gmail.com

۱٫ Master of Science in Clinical Psychology and Social Sciences, Director General and Head of the North Korean Prison Research Council and lecturer at the University

۲٫ Senior Consultant and Advisor, Professor of Applied Social Welfare and Social Security Center, Islamic Azad University, Bojnourd Branch, Secretary of the North Korean Prison Research Council. (Responsible author) eesani65@gmail.com

۱- Kokkevi

۱- Janson& Jackson

۲- Self-regulation

۱-Hegan

۱- Molina and et al