بررسي رابطه بين ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني

بررسي رابطه بين ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني
كاركنان زندانهاي خراسان شمالي
سيده ساناز پورهاشمي ، دکتر محمد شیخ زاده

چکيده:
هدف اساسی این پژوهش، بررسي رابطه بين ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان زندانهاي خراسان شمالي است. روش تحقيق توصيفي- پيمايش از نوع كاربردي است. جامعه آماري این پزوهش شامل مديران وكاركنان زندانهاي خراسان شمالي كه ۲۵۰ نفر بوده و با استفاده از جدول كرجسي مورگان ۴۰ نفر مدير (عالي و مياني) و ۸۰ نفر از كاركنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گيري به ترتيب شامل دو پرسش نامه ذهنيت فلسفي با ۶۰ گويه و ضريب پايايي ۸۱% و پرسش نامه فرهنگ سازماني با ۶۰ گويه و ضريب پايايي ۸۷% بر اساس طيف ليكرت است. براي تجزيه و تحليل داده ها ي پژوهش و تصميم گيري در مورد رد یا تاييد فرضيه ها از روش ضريب همبستگي پيرسون و جهت پيش بيني تاثير هر يك از ابعاد ذهنيت فلسفي مديران بر شاخص هاي فرهنگ سازماني از رگرسيون چند متغيره استفاده شده است. يافته هاي پژوهش نشان داد كه بين ذهنيت فلسفي مديران و فرهنگ سازماني كاركنان با سطح اطمينان ۹۵ درصد و ضريب همبستگي ۵۶/. رابطه معناداري وجود دارد. همچنين تحليل مدل رگرسيوني نشان داد كه ذهنيت فلسفي مديران توانسته ۳۱% واريانس متغير فرهنگ ساماني كاركنان را پيش بيني كند و در مجموع ۳۹ درصد از تغييرات فرهنگ سازماني توسط ابعاد ذهنيت فلسفي پيش بيني مي شود كه بعد انعطاف پذيري و جامعيت ذهنيت فلسفي بيشترين تاثير را بر فرهنگ سازماني كاركنان دارد.

کليد واژه ها: ذهنيت فلسفي، جامعيت، تعمق، انعطاف پذيري، فرهنگ سازماني، زندان

مقدمه
آنچه امروز در علم مديريت مقبول افتاده اعتقاد براين است كه انگيزه هاي كاركنان پايه هاي كارآيي و اثربخش سازمان را تشكيل مي دهند و مديراني كه به موفقيت و اعتلاي سازمان خود علاقمند هستند براي شناخت عواملي كه بيشترين انگيزه را دركاركنان ايجاد مي نمايند تلاش و كوشش مي كنند (هرسی و بلانچارد، ، ۱۳۸۵).
همه سازمان ها براي بقا، نيازمند انديشه هاي نو و نظرات بديع و تازه اند. امروزه سازمان هايي موفق هستند ومي توانند در دنياي پر رقابت ادامه حيات دهند كه دائما افكار و انديشه هاي جديد را در سازمان بكار برند و اين امر توسط مديران با ذهنيت فلسفي امكان پذير است (بندلي زاده، ۱۳۷۶). ذهنيت فلسفي از مباحث ارزشمندي است كه ظرفيت و قابليت، ايجاد و پرورش مهارت هاي ذهني را در كاركنان دارد. پرورش اين مهارت ها موجب بهبود كيفيت فعاليت هاي اداري مي شود. بي شك يكي از زيباترين ويژگي هاي انسان، قدرت آفرينندگي و خلاقيت اوست. به كمك همين ويژگي است كه انسان مي تواند اهداف آرمانگرايانه خود را تحقق بخشيده و توانايي هاي خود را شكوفا سازد (هاشمي، ۱۳۸۳).
مساله اساسي تربيت كاركنان، تفكر مي باشد كه براي پرورش آن ابزارهايي لازم است، يكي از اين ابزارها داشتن ذهن فلسفي است كه افراد را در تفكر صحيح و منطقي كمك مي كند. در خصوص ذهن فلسفي ميركمالي (۱۳۷۹) معتقد است تفكر منطقي اساس كار فرد است و فرد بايد با تفكر منطقي از شناسايي مساله تا پيدا كردن راه حل هاي مناسب براي مشكلات پيش برود و اين كار امكان پذير نسيت مگر اين كه از خصوصيات تفكر منطقي برخوردار باشد. تفكر منطقي حاصل داشتن ذهن فلسفي است. ذهنيت فلسفي را نخستين بار فيليپ جي اسميت مطرح كرد. او ضمن بررسي و مطالعه ويژگيهاي هاي افرادي كه داراي تفكر و مشرب فلسفي هستند به سه بعد يا ويژگي در طرز تفكر آنها پي برد (اسميت، به تقل از بهرنگي،۱۳۹۲).
از مجموع ۱۱۴ سوره قرآن، ۲۰ سوره به طور قطعي از آياتي برخوردار است که مستقيماً به تفکر اشاره دارد (شريعتمداري، ۱۳۷۷). لذا در نظام اداري يكي از مهم ترين عناصري كه در كارائي دروني و بيروني هر سازماني ايفاي نقش مي كنند برخورداري از ذهن فلسفي و تفكر منطقي مديران است كه در زندگي تك تك كاركنان تاثير خواهد داشت (شمس، ۱۳۸۸). طرز تفكر، برخورد با مسائل و گرايش و خصوصيات فكري مديران دور از چشم كاركنان نخواهد ماند و كاركنان به عنوان ثمره هاي نظام اداري تحت تاثير ايده ها و فكرهاي گوناگون وارد عرصه هاي مديريتي خواهند شد و در رده هاي مدير ارشد به فعاليت خواهند پرداخت. بنابراين تاثير نگرش و تفكر مديران بر كاركنان بسيار ملموس و تعيين كننده است. در زندان‌ها نيز تغيير و تحول ابزاري است در جهت کنترل کيفيت روند اصلاح و تربيت و هدايت انسان‌ها است. در سال‌هاي اخير در وضعيت زندان‌ها تحولات و تغييرات چشمگيري وجود داشته که اثرات مثبت و مطلوبي از خود به جا گذاشته است مثلاً: حذف زندان‌هاي انفرادي، طبقه بندي زندانيان، حذف لباس خاص زندانيان، افزايش مرخصي‌ها و … که همه‌ي اين‌ها تحولي در زندان‌ها ايجاد کرده است، که امروزه وضع زندان‌هاي کشور بي نظير است (شمس، ۱۳۸۸). از نظر اسميت، ذهنيت فلسفي نوعي تفكر است كه داراي سه بعد به هم مرتبط جامعیت ، تعمق و قابلیت انعطاف می باشد (هاشمي، ۱۳۷۷).
بعد جامعيت: مشاهده امور خاص، باتوجه به ارتباط آن ها به يك زمينه وسيع؛ ارتباط دادن كنوني و آني به هدف هاي دور؛ به كاربردن قوه تعميم؛ توجه داشتن به جنبه هاي نظري.
بعد تعمق: زیر سوال بردن آنچه مسلم یا بدیهی تلقی می شود، کشف امور اساسی و بیان آن در هر موقعیت، توجه به اسارات وا مور مربوط به جنبه های اساسی در ه رموقعیت، قضاوت و حکم به روش فرضیه استنتاجی- قیاسی
بعد انعطاف پذيري: رها ساختن خود از جمود رواني، توجه به مسائل مورد بحث از جنبه هاي گوناگون، ارزش سنجي افكار و نظريه ها بدون توجه به منبع آن ها، شكيبايي در قضاوت موقت و مشروط و علاقمند به اقدام در موقعيت نامشخص.
پروفسور دنيسون فرهنگ سازماني را شامل چهار ويژگي اصلي مي داند كه هر ويژگي خود به چند عامل تقسيم مي شود، كه عبارتند از: درگيرشدن در كار (مشاركت ): كه شامل اختياردادن به كارمندان(توانمندسازي)،كارتيمي كردن (تيم سازي ) و توسعه قابليت هاي كارمندان است. همانندي (سازگاري يا يكپارچگي ): كه شامل ارزشهاي محوري، موافقت كاركنان و هماهنگي و يكپارچگي مي باشد. انطباق پذيري : كه شامل ايجاد تغيير، مشتري مداري و يادگيري سازماني است. رسالت يا ماموريت :كه شامل رهبري راهبردي (جهت گيري استراتژيك)، اهداف، مقاصدو ديدگاه(چشم انداز) مي باشد (دنيسون ،۲۰۰۰، مبلي و همكاران، ۲۰۰۵). نتايج مطالعاتي كه به منظور ميزان تعهد كاركنان و تعيين ارزشها عقايد اساسي آنان در برخي از سازمانهاي موفق صورت گرفته است، ۸ ويژگي فرهنگ سازماني را با توجه به درجه اهميتشان اعلام گرديده است: عملکرد، صداقت، رقابت، روحیه کار گروهی، روحیه سازمانی، نوآوری، حمایت مدیریت و موفقیت های فردی.
مرچيلي و رسول نژاد (۱۳۸۷) در پژوهشي به اين نتيجه رسيدند كه، بين سه شاخص ذهنيت فلسفي يعني جامعيت، تعمق و انعطاف پذيري با خلاقيت استادان رابطه معناداري وجود دارد. اسحاقيان (۱۳۷۲) در تحقيقي به نتايجي رسيد كه حاكي از آن است، مديران را مي توان بر اساس ميزان برخورداري از روح فلسفي طبقه بندي كرد و روح فلسفي با علاقه شغلي همبستگي زيادي وجود داشت. بندلي زاده (۱۳۷۶) در پژوهشي به اين نتايج دست يافت كه بين ذهن فلسفي مديران و كارآيي آنان رابطه وجود دارد. اما بين ويژگي هاي سن، جنس و رشته تحصيلي مديران با ذهنيت فلسفي آنها تفاوت معناداري مشاهده نشد.
پی یرا (۲۰۰۹) در پژوهش خود تحت عنوان “بررسی رابطه بین ذهنیت فلسفی مدیران با بهبود عملکرد کارکنان آنها در سازمان های دولتی” به این نتیجه رسیدند که ذهنیت فلسفی مدیران با بهبود عملکرد کارکنان رابطه مثبت وجود دارد و کارکنانی که خلاقیت مدیران آنها در سطح بالا و رشته تحصیلی آنها مرتبط با نوع کار بوده است، عملکرد بهتری نسبت به کارکنانی با رشته تحصیلی غیر مرتبط دارند.
ضرورت تغيير و تحول، سازمان‌ها را به مديريت تغيير نيازمند ساخته است که همانا به اهداف اصلي خود و کارايي و بهروري لازم دست يابند. لذا در اين مقاله محقق مي خواهد بداند آيا بين ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان زندانهاي خراسان شمالي رابطه وجود دارد يا خير؟

روش
جامعه آماری، روش نمونه گیری، حجم نمونه
اين پژوهش از نوع توصيفي است. مدلي كه در اين تحقيق استفاده مي شود، الگويي بر گرفته از مدل اسميت، كه از اين نوع تفكر تحت عنوان ذهنيت فلسفي نام مي برد. جامعه آماري اين پژوهش شامل تمامي مديران و كاركنان زندانهاي استان خراسان شمالي كه تعداد ۲۵۰ نفر مي باشند، تشكيل مي دهد. به منظور نمونه گيري از جدول كرجسي و مورگان تعداد ۱۲۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. هم چنين نتايج حاصل از جدول مورگان براي جامعه مديران ۴۰ نفر مرد و براي جامعه كاركنان ۸۰ نفر مرد بعنوان نمونه انتخاب شدند. براي تجزيه و تحليل داده هاي اين پژوهش از روش هاي آمار توصيفي شامل ميانگين، انحراف معيار و براي تجزيه و تحليل نهايي داده هاي پژوهش و تصميم گيري در مورد رد يا تاييد فرضيه هاي تحقيق از آمار استنباطي (آزمون هاي ضريب همبتسگي پيرسون و جهت پيش بيني تاثير هر يك از ابعاد ذهنيت فلسفي بر شاخص هاي فرهنگ سازماني از رگرسيون چند متغيره با نرم افزار SPSS16 انجام شده است.
ابزار پزوهش
ابزار گردآوري اطلاعات شامل دو پرسشنامه مي باشد كه عبارتند از:
پرسش نامه ذهنيت فلسفي (PMQ): ذهن فلسفی الگوی تفکری است که دارای سه مؤلفه اصلی جامعیت، تعمق و انعطاف پذیری است، برای سنجش ذهن فلسفی از این پرسشنامه که توسط ایرج سلطانی(۱۳۷۵)، تدوین و اجرا و توسط محمد علی زکی(۱۳۷۷) و مهوش مرتضایی مقدم(۱۳۸۰)، مجددا اجرا شده است، استفاده می شود. ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده برای این پرسشنامه توسط مهوش مرتضایی مقدم(۱۳۸۰)، ۷۳/۰بوده است و در این پژوهش ضریب آلفای کرونباخ بدست آمده ۷۴/۰ می باشد.
پرسش نامه فرهنگ سازماني: این پرسشنامه از ابعاد مختلف (توانمندسازی، تیم گرایی، توسعه قابلیتها، ارزشهای بنیادین، توافق، انسجام و هماهنگی، ایجاد تغییر، مشتری مداری، یادگیری سازمانی، نیت و جهت استراتژیک، اهداف و مقاصد و چشم انداز) طراحي شده است و داراي۶۰ سوال بوده و طیف پاسخگویی آن از نوع لیکرت مي باشد و براي سنجش میزان پایایی آن از آلفاي کرونباخ استفاده شد. ضریب به دست آمده ۹۰% می باشد که نشان دهندةضریب بالاي پایایی ابزار سنجش است (رحيم نيا، عليزاده، ۱۳۸۷).
یافته ها
فرضیه اصلی: بين ذهنيت فلسفي مديران و فرهنگ سازمانی کارکنان زندانهاي خراسان شمالي رابطه وجود دارد.
جدول۱: ضريب همبستگي بین ذهنيت فلسفي مديران و فرهنگ سازماني كاركنان
فرهنگ سازمانی * ضریب همبستگی مقدار همبستگی سطح معنی داری
ذهنيت فلسفي پیرسون ۵۵۹/. ۰۰۱/.
محاسبه ضریب همبستگی بین دو متغیر نشان دهنده وجود ارتباط بین دو متغیر فرهنگ سازمانی کارکنان زندانها و ذهنیت فلسفی مدیران است. جهت ضریب همبستگی مثبت است و نشان می دهد که دو متغیر با هم رابطه مستقیم دارند. سطح معنی دار بودن بدست آمده کوچکتر از ۵% است که نشان دهنده معنادار بودن ارتباط بین دو متغیر است. بنابراین می توان ادعا نمود، بین ذهنیت فلسفی مدیران با فرهنگ سازمانی کارکنان زندانهای خراسان شمالی رابطه معناداری وجود دارد. يعني هر چه ذهنيت فلسفي مديران بيش تر باشد فرهنگ سازماني كاركنان نيز ارتقاء مي يابد.
فرضيه فرعی اول: بين بعد جامعيت ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان رابطه وجود دارد.
جدول۲: ضريب همبستگي بین بعد جامعیت ذهنيت فلسفي مديران و فرهنگ سازماني كاركنان
فرهنگ سازمانی * ضریب همبستگی مقدار همبستگی سطح معنی داری
بعد جامعیت پیرسون ۴۱۷/. ۰۰۷/.
محاسبه ضریب همبستگی بین دو متغیر نشان دهنده وجود ارتباط بین دو متغیر فرهنگ سازمانی کارکنان زندانها و بعد جامعیت ذهنیت فلسفی مدیران است. جهت ضریب همبستگی مثبت است و نشان می دهد که دو متغیر با هم رابطه مستقیم دارند. سطح معنی دار بودن بدست آمده کوچکتر از ۵% است که نشان دهنده معنادار بودن ارتباط بین دو متغیر است و به این ترتیب فرضیه فرعی اول تایید و فرض صفر آن رد می شود. می توان ادعا نمود، بین جامعیت ذهنیت فلسفی مدیران با فرهنگ سازمانی کارکنان زندانهای خراسان شمالی رابطه معناداری وجود دارد. يعني هر چه بعد جامعيت ذهنيت فلسفي مديران بالاتر باشد فرهنگ سازماني كاركنان نيز ارتقاء مي يابد.

فرضيه فرعی دوم: بين بعد تعمق ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان رابطه وجود دارد.
جدول۳: ضريب همبستگي بین بعد تعمق ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان
فرهنگ سازماني كاركنان * ضریب همبستگی مقدار همبستگی سطح معنی داری
بعد تعمق پیرسون ۳۹۶/. ۰۱۱/.
محاسبه ضریب همبستگی بین دو متغیر نشان دهنده وجود ارتباط بین دو متغیر فرهنگ سازمانی کارکنان زندانها و بعد تعمق ذهنیت فلسفی مدیران است. جهت ضریب همبستگی مثبت است و نشان می دهد که دو متغیر با هم رابطه مستقیم دارند. سطح معنی دار بودن بدست آمده کوچکتر از ۵% است که نشان دهنده معنادار بودن ارتباط بین دو متغیر است و به این ترتیب فرضیه فرعی دوم تایید و فرض صفر آن رد می شود. می توان ادعا نمود، بین تعمق ذهنیت فلسفی مدیران با فرهنگ سازمانی کارکنان زندانهای خراسان شمالی رابطه معناداری وجود دارد. يعني هر چه بعد تعمق ذهنيت فلسفي مديران بالاتر باشد فرهنگ سازماني كاركنان نيز ارتقاء مي يابد.

فرضيه فرعی سوم: بين بعد انعطاف پذيري ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان رابطه وجود دارد.
جدول۴: ضريب همبستگي بین بعد انعطاف پذيري ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان
فرهنگ سازماني كاركنان * ضریب همبستگی مقدار همبستگی سطح معنی داری
بعد انعطاف پذيري پیرسون ۴۷۹/. ۰۰۲/.
محاسبه ضریب همبستگی بین دو متغیر نشان دهنده وجود ارتباط بین دو متغیر فرهنگ سازمانی کارکنان زندانها و بعد انعطاف پذيري ذهنیت فلسفی مدیران است. جهت ضریب همبستگی مثبت است و نشان می دهد که دو متغیر با هم رابطه مستقیم دارند. سطح معنی دار بودن بدست آمده کوچکتر از ۵% است که نشان دهنده معنادار بودن ارتباط بین دو متغیر است و به این ترتیب فرضیه فرعی سوم تایید و فرض صفر آن رد می شود. بنابراین می توان ادعا نمود، بین انعطاف پذيري ذهنیت فلسفی مدیران با فرهنگ سازمانی کارکنان زندانهای خراسان شمالی رابطه معناداری وجود دارد. يعني هر چه بعد انعطاف پذيري ذهنيت فلسفي مديران بالاتر باشد فرهنگ سازماني كاركنان نيز ارتقاء مي يابد.
آيا مولفه هاي ذهنيت فلسفي مديران (جامعيت، تعمق و انعطاف پذيري) توانايي پيش بيني فرهنگ سازماني كاركنان را دارد؟ به منظور بررسي قدرت پيش بيني مولفه هاي ذهينت فلسفي مديران (جامعيت، تعمق و انعطاف پذيري) در فرهنگ سازماني كاركنان از تحليل رگرسيون چند گانه با ورود همزمان استفاده شد كه نتايج آن در ادامه ذكر شده است.
جدول ۵: نتايج تحليل رگرسيوني چند متغيره پيش بيني فرهنگ سازماني توسط ذهنيت فلسفي مديران
ضريب رگرسيوني چند گانه ضريب تبيين ضريب تبيين تعديل شده مقدار F سطح معني داري
۵۵۹/. ۳۱۳/. ۲۹۵/. ۳۰/۱۷ ۰۰۰۱/.
در جدول بالا مشاهده مي شود كه ضريب رگرسيوني مدل ۵۵۹/۰ است و ضريب تبيين آن برابر با ۳۱۳/۰ است كه در واقع سهم پيش بيني واريانس متغير وابسته است كه توسط متغير مستقل در مدل تبيين (پيش بيني) مي شود. با توجه به اين كه مقدار F مشاهده شده در سطح معناداري ۰۰۰۱/۰ نشان مي دهد كه مدل رگرسيوني معنادار است و مي توان بيان نمود كه حدود ۳۱ درصد از تغييرات فرهنگ سازماني كاركنان زندانها توسط ذهنيت فلسفي مديران تبيين مي شود.

جدول ۶: سهم تاثير هر يك از متغيرهاي مستقل (ابعاد ذهنيت فلسفي) بر متغير وابسته (فرهنگ سازماني)
متغيرهاي مستقل ضريب بتا ضريب بتا استاندارد مقدار t سطح معني داري
جامعیت ۷۶۸/. ۴۱۷/. ۸۳/۲ ۰۰۷/.
تعمق ۹۶۰/. ۳۹۶/. ۶۶/۲ ۰۱۱/.
انعطاف پذیری ۹۹/۱ ۴۷۹/. ۳۷/۳ ۰۰۲/.

ضرايب تاثير (بتا استاندارد) نشان دهنده اين است كه بعد انعطاف پذیری تاثير بيشتري بر فرهنگ سازماني كاركنان دارد. به عبارت ديگر به ازاء يك واحد افزايش در متغير مستقل (انعطاف)، متغير وابسته (فرهنگ سازماني) به ازء ۴۷۹/. واحد افزايش پيدا مي كند. در مورد بعد جامعیت نيز با توجه به ضريب تاثير ۴۱۷/. مي توان بيان نمود كه به ازاء هر واحد افزايش در متغير مستقل (بعد جامعیت)، متغير وابسته (فرهنگ سازماني) به ازاء ۴۱۷/. واحد افزايش پيدا مي كند. همچنین در مورد بعد تعمق نيز با توجه به ضريب تاثير ۳۹۶/. مي توان بيان نمود كه به ازاء هر واحد افزايش در متغير مستقل (بعد تعمق)، متغير وابسته (فرهنگ سازماني) به ازاء ۳۹۶/. واحد افزايش پيدا مي كند.

بحث و نتيجه گيري
سازمانها، امروزه با افزايش سرعت، شدت و عمق در شرايط داخلي و خارجي مواجه هستند. موضوع بسیار مهم در هر نظام، انتخاب و انتصاب مدیران و رهبران واجد شرایط به گونه ای است که بتواند در اداره و سرپرستی سازمان زندانها موثر واقع شوند. مدیران کارآمد زندانها، فرایند هدایت و رهبری کارکنان را در جهت نیل به هدف ها و رسالت ها و آرمان های سازمانی خود را به گونه ای موثر و مناسب تری به انجام می رسانند، در هنگام برخورد با موانع و مشکلات به طور جدی و منطقی عمل می کنند و برای کارکنان تحت سرپرستی خود ارزش و احترام قائل می شوند، در تربیت، پرورش و اثر بخش ساختن کارکنان کوشش بیشتری به عمل می آورند و سرانجام از طریق ایجاد رابطه مثبت با کارکنان در اجرای وظایف و مقررات اداری به نتایج مثبت و ثمربخش دست می یابند. هرسی و بلانچارد (۱۹۷۲) معتقدند وظیفه مدیر با رهبر سازمان از این نظر مهم است که او به مثابه نقطه اتکایی محسوب می شود که همه متغیرهای محیطی دیگر بر حول آن کنش متقابل دارند. در سازمان ها اگر در موقع انتخاب و تربیت مدیران با استفاده از یافته های علم روان شناسی و مدیریت به برخی از ویژگی های شخصیتی آنان نظیر ذهنیت فلسفی توجه دقیق مبذول شود، توقع در اختیار داشتن مدیران کارآمد، امر بیهوده نخواهد بود. سازمان زندانها به عنوان سازمان دولتي به منظور اداره‌ي امور زندانيان و ارايه خدمات لازم با هدف مديريت و توسعه‌ي كالبدي، قضايي، اجتماعي در محدوده ي شهر و اطراف آن به وجود آمده است و وظيفه‌ي آن برآورده ساختن نيازهاي شهروندان در جهت مشکلات قضايي و قانوني بوده كه هر كدام از افراد به تنهايي قادر به برآورده ساختن آنها نيستند (رجب صلاحي،۱۳۸۱).
نتايج حاصل از ضريب همبستگي پيرسون در باره فرضيه اصلي پژوهش نشان داد كه بين ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان رابطه معناداري وجود دارد. بنابراين ميتوان اذعان داشت كه يافته هاي پژوهش در خصوص رابطه بين ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان، به نوع جديدي همراه است با يافته هاي پژوهشي بندلي زاده و هاشمي (۱۳۷۶)؛ اسميت(۱۹۶۵)؛ بولینگر، دانیل (۲۰۰۲)؛ كني و ريدي (۲۰۰۶)؛ ذهنيت فلسفي و خلاقيت كاركنان (معظمي و والا، ۱۳۹۱) همخوان مي باشد. وجود رابطه مثبت و مستقيم بدين معني است كه هر چه ذهنيت فلسفي مديران بالاتر باشد فرهنگ سازماني نيز ارتقاء مي يابد. بدين صورت مديري كه داراي ذهينت فلسفي بيش تر مي باشد در برخورد با مسائل ژرف انديش، جامع نگر و انعطاف پذير بوده و داراي تمركز فكر، حساسيت در مقابل ادراكات و پيوند بين آنها جهت فهم حقايق مي باشد. اينچنين مديري توانايي و آمادگي هاي لازم جهت ارزش گذاري و قضاوت صحيح را دارا بوده و به گونه طبيعي كاركناني كه باچنين مديراني همكار مي باشند داراي روحيه خدمتي بالاتر نسبت به سايرين هستند. هم چنين اسميت، فرهنگ سازماني را ناشي از عملكرد مدير و عملكرد مدير را متاثر از نوع تفكر و ذهنيت فلسفي اش مي داند.
نتايج حاصل از ضريب همبستگي پيرسون در باره فرضيه فرعي اول پژوهش نشان داد كه بين بعد جامعيت ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان زندانهای خراسان شمالی رابطه معناداري وجود دارد. وجود رابطه مثبت و مستقيم بدين معني است كه هر چه بعد جامعيت ذهنيت فلسفي مديران بالاتر باشد فرهنگ سازماني نيز ارتقاء مي يابد. بنابراين مي توان اذعان داشت كه يافته هاي پژوهش در خصوص رابطه بين بعد جامعیت ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان، با يافته هاي پژوهشي بهرنگي و خرقانيان (۱۳۷۲) و اسميت (۱۹۶۵) همخوان مي باشد. طبعا مديري كه داراي جامعيت فكر مي باشد، مسائل و كاركردهاي گوناگون محيط كار را در ارتباط با يكديگر مي بيند، درصدد حل مشكلات سازمان خود به صورت موضعي برنمي آيد، قبل از تصميم گيري اطلاعات همه جانبه اي فراهم مي آورد و در مورد مسائل و مشكلات فوري و آني تسليم نمي شود.
نتايج حاصل از ضريب همبستگي پيرسون در باره فرضيه فرعي دوم پژوهش نشان داد كه بين بعد تعمق ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان زندانهای خراسان شمالی رابطه معناداري وجود دارد. وجود رابطه مثبت و مستقيم بدين معني است كه هر چه بعد تعمق ذهنيت فلسفي مديران بالاتر باشد فرهنگ سازماني نيز ارتقاء مي يابد. بنابراين مي توان اذعان داشت كه يافته هاي پژوهش در خصوص رابطه بين ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان، به نوع جديدي همراه است با يافته هاي پژوهشي بهرنگي و خرقانيان (۱۳۷۲) و اسميت (۱۹۶۵) مي باشد. مديراني كه داراي ذهن فلسفي و بويژه تعمق مي باشند امور بديهي و روشن را زير سوال مي برند و برايشان مهم است كه به ريشه و عمق قضايا پي ببرند. اين مديران در انجام هر كاري به آينده و عاقبت آن مي انديشند، براي رسيدن به يك نتيجه تمامي موارد را بررسي كرده و قبل از انجام هر كاري طرح و نقشه اي براي انجام آن دارند. اين منطقي است كه كارمنداني كه با اين مديران كار مي كنند نگرش بهتري نسبت به كار خود داشته باشند و در انجام وظايف اداري خود با روحيه و رغبت بيش تري فعاليت كرده و از پشتيباني مدير در اجراي صحيح الگوي مديريت آموزش راهبردي استفاده كامل را ببرند.
نتايج حاصل از ضريب همبستگي پيرسون در باره فرضيه فرعي سوم پژوهش نشان داد كه بين بعد انعطاف پذيري ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان زندانهای خراسان شمالی رابطه معناداري وجود دارد. وجود رابطه مثبت و مستقيم بدين معني است كه هر چه بعد جامعيت ذهنيت فلسفي مديران بالاتر باشد فرهنگ سازماني نيز ارتقاء مي يابد. بنابراين مي توان اذعان داشت كه يافته هاي پژوهش در خصوص رابطه بين ذهنيت فلسفي مديران با فرهنگ سازماني كاركنان، با يافته هاي پژوهشي بهرنگي و خرقانيان (۱۳۷۲)، هاشمي و بندلي زاده (۱۳۷۶) و اسميت (۱۹۶۵) همراه مي باشد. مديران داراي ذهن فلسفي حداقل نسبت به افراد ديگر، معمولا در موقعيت هاي تازه و نديده كمتر رفتار نامناسب از خود بروز مي دهند، زيرا ملاحظات آنان فراتر از امور خاص است و به هدف هاي دراز مدت، عقايد اصولي و ساخت هاي ذهني فرضيه استنتاجي توجه دارند، در قضاوت ها از خود سعه صدر نشان مي دهند كه اين شكيبایي در قضاوت ها باعث خلق ايده هاي جديد و نو و باعث تحول در فرهنگ سازماني مي شود، اما هنوز تشخيص مي دهند كه تناسب اين ملاحظات كلي با يك موقعيت خاص همواره مورد سوال است. بالتبع كارمنداني كه با اين نوع مديران كار مي كنند از اينكه مافوق آنان دچار جمود رواني و فكري و تعصب عقيدتي نمي باشد، از روحيه خدمتي بهتر و بالاتري برخوردار مي شوند.
برتراند راسل معتقد است هر فردی که ذهن باز دارد، در مقابل ادراکات تازه حساس است، دارای نیروی تمرکز است و می تواند ادراکات مختلف را با هم مربوط سازد از ذهنیت فلسفی برخوردار می باشد. کسی که ذهن فلسفی دارد تمایل شدیدی به دانستن دارد و این تمایل را با احتیاط زیاد در مورد باورهایش ترکیب می کند. او ذهنی منطقی داشته و عادت به درست فکر کردن دارد و عادت به تفکر و قضاوت صحیح و ارزش گذاری و توانایی کاربرد آن در زندگی را می توان ذهنیت فلسفی نامید. ذهن فلسفی عبرات از کاوشگری تجربه انسان برای رسیدن به فهم در زمینه معرفت به حقیقت، روابط، افکار و قضاوت های ارزشی است (ناظم و همکاران، ۱۳۸۹).
بنابراين، مي توان نتيجه گرفت كاركنان مديران داراي ويژگي هاي ذهنيت فلسفي از نگرش بهتري نسبت به كاربرد الگوي مديريت برخوردارند و در انجام وظايف اداري خود با روحيه و رغبت بيشتري فعاليت كرده و از پشتيباني مدير در بكار گيري الگوي مديريت اداري در محيط كار برخوردار مي باشند.
با توجه به اين كه ذهنيت فلسفي در شيوه هاي جديد مديريت محسوس عيني دارد و موجب بالا بردن فرهنگ سازماني و تغيير در ساختار مديريت مي گردد لذا:
– پيشنهاد مي‌شود مدير از آنچه مي بيند چيزهاي نامحسوس را استخراج كند و به معاني تلويحي و ربط امور حساس باشد.
– پيشنهاد مي شود مدير از تفكر فرضيه اي قياسي- استقرايي استفاده كند، بدين گونه كه ضمن برخورد به يك يا چند مورد به تدوين فرضيه بپردازد.
– نظر كارمندان مورد استفاده مدير در تحقق اهداف و استرتژيك سازماني قرار گيرد.
– كاركنان از تلاش مدير در شكوفا نمودن استعداها و رشد آنان برخوردار باشند.
– از نيروي كارآمد متخصص و جوان در رده هاي گوناگون مديريتي سازمان استفاده شود.
– از نظرات و تجارب متخصصان و انديشمندان حوزه هاي مختلف (فرهنگي، تربيتي، حفاظتي و پژوهشي و ..) بدون توجه به سلايق و مسائل حزبي و سياسي استفاده شود.
– برگزاري كارگاه هاي آموزشي براي كاركنان در جهت توسعه شناخت و افزايش آگاهي آنان از الگوي هاي مديريت راهبري.
– اهميت فوق العاده به عنصر ذهنيت فلسفي مديران در انتخاب و انتصاب مديران اجرايي داده شود

کتابنامه:
– اسميت، فيليپ جي. (۱۹۶۵). ذهنيت فلسفي در مديرت آموزشي. ترجمه محمد رضا بهرنگي(۱۳۹۲). تهران: انتشارات كمال تربيت.
– بجكار، رضا؛ ميرزاآقايي، حميد. (۱۳۹۳). نقش مديريت دانش در توسعه منابع انساني. ماهنامه اصلاح و تربيت، سال دوازدهم، شماره ۱۵۱٫
-بندلي زاده، نادر. (۱۳۷۶). تاثير ذهنيت فلسفي بر كارايي مديران مدارس شهر دامغان. پايان نامه كارشناسي ارشد مديريت آموزشي، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي.
– دفت، ريچارد ال. (۲۰۰۸). مباني تئوري و طراحي سازمان. ترجمه علي رضائيان. تهران: نشر پژوهشهاي فرهنگی.
-رابينز، استيفن. (۲۰۰۵). تئوري سازمان (ساختار، طراحي، كاربردها). ترجمه دكتر سيد مهدي الواني و دكتر حسين دانايي فرد. تهران: انتشارات صفار- چاپ هفتم ۱۳۸۳٫
– رضايي كلانتري، مرضيه؛ صالحي، محمد؛ طاهري، سيده مريم. (۱۳۹۳). رابطه ي بين فرهنگ سازماني و مديرت دانش در دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساري و تعيين سهم هر يك از مولفه ها. فصلنامه علمي- پژوهشي رهيافتي نو در مديريت آموزشي، سال پنجم، شماره ۱٫
-رحیم نیا، فریبرز، علیزاده، مسعود. (۱۳۸۷). بررسی ابعاد فرهنگ سازمانی براساس مدل دنیسون از نظر اعضاي هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، مطالعات تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی، دوره دهم، ش(۱)
– شریعتمداری، علی. (۱۳۷۷). فلسفه، مسائل فلسفی، مکتب های فلسفی، مبانی علوم. تهران: دفتر نشر فرهنگ سازمانی.
– شمس، علي. (۱۳۸۸). آسيب شناسي زندان. تهران: انتشارات راه تربيت.
-كريمي شرقي، رضا. (۱۳۸۱). برنامه ريزي و مديريت نيروي انساني شماره يك مركز آموزش عالي علمي و كاربردي.
-کویل، اندرو. (بی تا). مدیریت زندان‌ها در دوران گذار. ترجمه‌ی حسن طغری‌نگار. تهران: انتشارات‌ وفاق چاپ اول-۱۳۸۳
– مير كمالي، سید.محمد. (۱۳۷۹). رهبري و مديريت آموزشي. تهران: انتشارات يسطرون.
– منوريان، عباس. بختايي،امير. (۱۳۸۵) . شناخت فرهنگ سازماني بر اساس مدل دنيسون. تهران، چهارمين كنفرانس بين المللي مديريت.
– ناظم، فتاح؛ یادگاری، فردوس؛ حسومی، طاهره؛ قائد محمدی، محمد جواد. (۱۳۸۹). ذهنیت فلسفی مدیران مناطق مختلف دانشگاه آزاد اسلامی. فصلنامه اندیشه های تازه در علوم تربیتی، سال پنجم، شماره ی چهارم.
– هاشمي، سيد اعظم. (۱۳۸۳). بررسي تاثير ذهين فلسفي مديران بر چگونگي انجام وظايف مديران. پايان نامه كارشناسي ارشد رشته مديريت آموزشي، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي.
– هرسي، پال؛ بلانچارد، کنت (۱۹۷۲). مديريت رفتار سازماني. ترجمه علي علاقه بند، تهران: انتشارات اميركبير، چاپ دوم.
– سايت سازمان زندانها (http://www.prisons.ir)

منابع لاتين:
-Bowlinger, D. (2002). philosophic mindedness Level in educational managers to their employees operations in Chicago schools. Irwin University. Chicago, USA.
-Behrangi, MR. (2011). Scienc education Management model (in print). Kamal Tabiat pulishing company. Tehran- Iran. (Persian).
-Denison, Daniel (2000). organizational culture : can it be a key lever forDrivingorganizational change”, International institute formanagement development, Denison @ imd. Ch.
-Edwin, A (2006). Organizational culture Inventory, validity and Reliability, Journal of management Educution, vol 5 (14-15
-Korte, R. & Chermack, T. (2007). Changing organizational culture with scenario planning, Journal of Futures, 39, 645- 656. -Martins ,EC and Terblanche, F. (2003). ‘Building Organizational Culture that Simulates Creativity and Innovation’, European Journal of Innovation Management, Vol. 6, No,1 pp-64.
-Pouramen, Behzad (2001). Study and Assessment of the existing organization culture Center of the Iranian Scientific Information and Documentation, Research project. -Pierra, J. (2009). Investigations of enhanced relationship between philosophic mind of managers and their employees, work performance in governmental organizations inWestern Reserve University. PhD Dissertation University of Illimois at Urbana Champaign
-Smith, Philip. G (1965). What is philosophy education? U.S.A.: MCMillan. Webster
directionary of the English language. (2003), New York.
-See.J.M. Jerkier. J.W. Locum Jr, . Law. Fry And J.Gaines. (1991). ” Organizational Subcultures In A Soft Bureaucracy: Arsis Trance Behind The Myth And Façade Of An Official Culture”: Organization Science. Pp.170-94: And Sea. Sectional Knowledge” Administrative Science Quarterly (Match 1992), Pp. 140-61.

Absterc
The administrative system is one of the most important elements in internal and external efficiency of any organizational role, they have a philosophical mind and logical thinking managers in the organizational culture will affect individual workers. In other words, this study seeks to answer the question of whether the philosophical mindedness of managers with organizational culture prisons in North Khorasan relationship or not? The research questions with regard to the three dimensions of philosophical mentality (comprehensiveness, flexibility, meditation) managers, and organizational culture indices were studied. The methodology used in this study is an applied descriptive. The population, prison managers and staff of North Khorasan in 1394 to 250 (of 100 managers and 150 employees) and using Grjsy table Morgan 40 managers (high and middle) and 80 employees were selected to. Measurement tools included two questionnaires with 60 items philosophical mindedness and reliability (81%) and organizational culture questionnaire with 60 items and reliability of 87% is based on the Likert scale. Research to analyze the data and decide confirm or reject hypotheses, Pearson correlation coefficient and the Pysazmany of the expected impact of philosophical mentality of managers’ indices have been used multivariate regression culture. The results showed that the philosophical mindedness of managers and organizational culture with 95% confidence level and a correlation coefficient of 56 /. There is a significant relationship. The regression model analysis showed that the philosophical mindedness of managers able to predict 31% of variance in culture Samani employees and a total of 39% of the organizational culture of philosophical mentality is predicted by the flexibility and comprehensiveness of the philosophical mind of the greatest impact organizational culture is.

Keywords: philosophical mindedness, integrity, meditation, flexibility, organizational culture, prison.

یک دیدگاه

  1. با سلام
    تشکر از بازدید شما