اثر بخشی آموزش مهارت کنترل خشم بر افکار خودکشی و خودآگاهی معتادین مرد

اثر بخشی آموزش مهارت کنترل خشم بر افکار خودکشی و خودآگاهی معتادین مرد

ابراهیم ابراهیمی ثانی[۱]، طلعت تازیکی[۲]، نازنین ابراهیمی ثانی[۳]

چکیده

یکی از مهمترین راهکارهای پیشگیری بر افکار خودکشی، آموزش مهارت های خودآگاهی و کنترل خشم است. پژوهش حاضر با هدف، تاثیر آموزش مهارت کنترل خشم بر افکار خودکشی و خود آگاهی معتادین مرد انجام شد. مطالعه شبه تجربی حاضر بر روی ۴۰ بیمار تحت درمان مراجعه کننده به مراکز متادون درمانی شهر بجنورد که به شیوه نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند، انجام شد. مداخله ما  اجرای ده جلسه ی ۹۰ دقیقه ای هفتگی بر اساس رویکرد رفتاری و با تاکید بر روش یادگیری فعال مهارت کنترل خشم بود. گروه شاهد درمان های روتین مراکز را دریافت  می کردند. ابزار مطالعه آزمون استاندارد پرسشنامه افکار خودکشی بک (۱۹۸۱) و پرسشنامه خودآگاهی فنگستین، شیروباس (۱۹۷۵) بود. داده ها با استفاده از آزمون های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار و ..) و تحلیل کواریانس با نرم افزار spss16  و ضریب اطمینان ۹۵% تحلیل شدند. متغیرهای تاًثیرگذار در دو گروه (سن، تحصیلات، شروع مصرف مواد، سیگار و ..) مشابه بودند. تحلیل کوواریانس نشان داد پس از تعدیل میانگین های پیش آزمون، بین عملکرد افراد دو گروه آزمون و شاهد قبل از مداخله تفاوت معناداري وجود ندارد، اما اين تفاوت در دو گروه بعد از مداخله افزایش معنی داری مشاهده شد. نتيجه این پژوهش نشان داد كه آموزش مهارت کنترل خشم بر افکار خودکشی موثر است و می تواند تغییراتی در خودآگاهی معتادین بوجود آورد. به عبارت دیگر، آموزش مهارت کنترل خشم بر کاهش افکار خودکشی و افزایش خود آگاهی معتادین مرد تاثیر مثبت و معناداری داشته است.

کلید واژه ها: مهارت کنترل خشم، افکار خودکشی، خود آگاهی، اعتیاد.

۱-كارشناس ارشد مشاوره و راهنمايي، مدرس مرکز علمی کاربردی بهزیستی و تامین اجتماعی و دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد، ایران. (نویسنده مسئول) eesani65@gmail.com 

۲- کارشناس ارشد علوم اجتماعی ، مدرس مرکز علمی کاربردی بهزیستی و تامین اجتماعی، بجنورد، ایران.

۳- دانشجوی کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی، بجنورد، ایران.

The Effectiveness of Anger Management Technique Training on Suicidal Thoughts and Self-Consciousness of Male Addicts

 E. Ebrahimi sani[4], T. Tazeki [5] N. Ebrahimi sani [6]

Abstract

One of the most important ways to prevent suicidal ideation is to train self-awareness skills and control anger. The purpose of this study was to determine the effect of training anger control skill on suicidal thoughts and self-awareness of male addicts. A quasi-experimental study was conducted on 40 patients treated with methadone treatment centers in Bojnourd, who were randomly divided into two groups of experimental and control groups. Our intervention was the implementation of ten weekly 90-minute sessions based on a behavioral approach and emphasized the active learning method of anger control skill. The control group received routine treatment centers. The standard questionnaire was Beck’s suicidal thoughts questionnaire (1981) and Fengstin’s self-awareness questionnaire, Shirobas (1975). Data were analyzed by descriptive statistics (mean, standard deviation, …) and covariance analysis using SPSS16 software and %95 confidence interval. The variables affecting the two groups (age, education, commencement of drug use, smoking, etc.) were similar. Analysis of covariance showed that there was no significant difference between the performance of the two groups before and after the intervention, after moderating the pre-test mean, but there was a significant increase in the difference between the two groups after the intervention. The results of this study showed that training anger control skill on suicidal ideation is effective and can lead to changes in the consciousness of addicts. In other words, training anger control skill on reducing suicidal thoughts and increasing self-awareness of male addicts has had a positive and significant effect.

Keywords: anger control skills, suicidal thoughts, self-awareness, life skills, Addicts

۱ – Senior Advisor and Adviser, Professor of Social and Social Services Center, Islamic Azad University, Bojnourd Branch, Bojnourd, Iran. (Responsible author) eesani65@gmail.com

۲-

۳- Student, Professor of General Psychology, Islamic Azad University, Bojnourd, Iran.

مقدمه

امروزه افزون بر آنكه خودكشي يكي از مسايل مهم روانشناسي و يك مسئله بهداشت رواني نيز به شمار مي رود، نتايج پژوهش هاي گوناگون در زمينه آسيب هاي رواني و رفتاري، سوء مصرف مواد و .. خودكشي را به عنوان آسيب عمده و تهديد كننده شناسايي و سومين علت مرگ شناخته شده است. از آنجا كه آگاهي از وضعيت سلامت رواني معتادین، شناسايي عوامل خطر و محافظت كننده و بررسي علائم و نشانهاي آسيب پذيري در برابر آسيب هاي رواني اجتماعي مي تواند به تدارك برنامه هاي آموزشي جهت پيشگيري و مداخله بينجامد (فولادي،۱۳۸۴) بر همين اساس خودكشي از موضوعات داراي اولويت بهداشت روان براي سازمان جهاني بهداشت بوده و اين اولويت در گروه هاي خاص جامعه به دليل شرايط ويژه اي كه دارند بيشتر احساس مي شود. از مهمترين اين گروهها مي توان به معتادین اشاره كرد كه به دليل فشار رواني، در برخی از موارد طرد خانواده، رو به رو شدن با مشكلات اقتصادي، زندگي نامعلوم، در معرض خطر ابتلا به اختلالات رواني و خودكشي و خود زني به حساب مي آيند (زجاجی و همکاران، ۱۳۷۸).

تحقيقات نشان داده است كه افرادي كه در معرض افكار خودكشي مي باشند نسبت به خود، خواستها، ارزشها، نيازها، تمايلات، نقاط قوت و ضعف خود آگاهي كمتري دارند. از طريق  خود آگاهي افراد مي توانند رفتارهاي  را كه دوست ندارد شناسايي كرده و تغيير دهد، اين گشودگي به سمت مسيرهاي متفاوت است كه به فرد آزادي بيشتر در انتخاب و عمل كردن به شيوه هاي كه بيشتر با حالات دروني انسان متناقض است را مي دهد. از سوي ديگر فردي كه فاقد خودآگاهي مي باشد تمايل به فرافكني انگيزه ها و اهداف خود به سمت ديگران بدون توانايي تمايز بين ادراك خودش و واقعيت ها دارد (سروستانی، ۱۳۸۷).

در بین معتادین، پدیده های شایع و عوامل مزاحم، اقدام به خودزنی و خودکشی[۷] است. خودکشی یکی از معضلات بهداشت روانی است، بر اساس گزارش رسمی سال ۱۹۹۶ سازمان بهداشت جهانی هر ساله حداقل ۵۰۰ هزار نفر در جهان با خودکشی به زندگی خود پایان می دهند، مطالعات مربوط به خودکشی سه پدیده مهم را بررسی می کند که شامل افکار خودکشی، اقدام به خودکشی و خود کشی می باشد (مارسنکو[۸]، فیشمن[۹] و فریدمن[۱۰]،۱۹۹۹، به نقل از احمدیان، ۱۳۸۵). شیوع سالانه افکار خودکشی در افراد بالغ ۲٫۳ تا ۵٫۶ درصد گزارش شده است.گذر از فکر خودکشی به نقشه کشیدن در ۳۲ درصد افراد (دارای فکر خودکشی) وگذر از نقشه خودکشی به اقدام در ۷۲ درصد افراد (دارای نقشه خودکشی) صورت می گیرد. در نتیجه ۲۴ درصد افرادی که فکر خودکشی را گزارش می کنند، در نهایت به سمت اقدام می روند (ون هیرینگن[۱۱]،۲۰۰۱، ترجمه افشین دلشاد، ۱۳۹۴).

یکی از موانعی که باعث می شود افکار خودکشی کنترل شود، خودآگاهی[۱۲] هیجانی است، وقتی فرد به خود آگاهی می رسد به احتمال زیاد مثلث تفکر، احساس و رفتار را هم به یاد خواهد آورد و اینکه چگونه نقص در یکی موجب  کار کردن دستگاه روانی فرد خواهد شد. افراد باید این واقعیت را در نظر داشته باشند که بسیاری از مواقع خشم موجب افکار نا کارآمد می شود و این موجب بروز افکارهای غیر منطقی نظیر خودزنی خواهد شد،کنترل خشم باعث می شود که فرد از اینگونه افکار آگاهی داشته باشد تا نقش مهمی در خنثی کردن خشم و جلوگیری از اقدامات احتمالی بعد از خشم از جمله افکار خودکشی و خودزنی ایفا کند.

یکی از هیجانهایی که در زندگی همه افراد نقش مهمی و موثری دارد، هیجان خشم است، خشم نوعی از هیجان است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتارهای نامناسب دیگران بروز می کند، خشم ممکن است از یک رنجش و ناراحتی زودگذر تا یک عصبانیت تمام عیار گسترش یابد.خشم ممکن است ناشی از عوامل درونی مثل افکار و عقاید غیر منطقی شود از جمله این خشم ها موجب تفکرات مربوط به خودکشی شود. توقعات نابجا احساس ناکامی و شکست از جمله عوامل درونی خشم است و عوامل بیرونی مثل خیانت، توهین و تجاوز و .. باشد (کلینکه[۱۳]، ۱۹۹۸، ترجمه محمد خانی،۱۳۸۴). خشم اگر ابراز نشود و درون ریز شود، خصومت را در درون فرد افزایش می دهد و حتی موجب افکارهای غیرمنطقی می شود که یکی از آنها خودکشی         می باشد (بشکار،۱۳۸۷). افزایش سن اصولاً با بالا بودن خطر خودكشی همراه است. میزان خودکشی بین معتادین با افراد عادی تفاوت وجود دارد و این نسبت در قرن اخیر دستخوش تغییر گردیده است. گرچه در حال حاضر نسبت خودکشی معتادین بیش از آن چیزی است که در سال ۱۹۰۰ بوده است ولی بهرحال ۳/۲ خودکشی معتادین به مرگ منجر می شود (حناساب زاده، ۱۳۸۸).

مدیریت کنترل خشم در افراد یک مهارتی است که باعث می شود فرد قبل از انجام رفتار به خود نگاه متفاوتی داشته باشد و این نوع نگریستن به خود باعث می شود که فرد امکان خود ارزیابی صحیح و انتخاب های واقع بینانه بیشتری در زندگی خود داشته باشد و این دو هدف یعنی کنترل خشم و سطح خودآگاهی در فرد موجب می شود که احساس رضایت بیشتری نسبت به خود و زندگی داشته باشد و همچنین دید روشنتری نسبت به خود پیدا کند، تابتواند در موقعیت های مختلف زود دست به عمل نزند. افراد اگر بتوانند خشم خود را کنترل کنند نسبت به موقعیت های که فشار روانی بالاست سازگارانه تر برخورد کنند، پس میتوان گفت یکی از مباحث مهم در کنترل خشم خودآگاهی افراد است (امامی ناینی،۱۳۸۵). خودآگاهی توانایی شناخت خود، نقاط ضعف و قوت، خواسته ها، ترس ها و انزجارها است، افرادی که دارای خودآگاهی هستند، احساسات خود را شناسایی می کنند و از آنها آگاه شده و این احساسات را کنترل می کنند، از نقاط ضعف و نقاط قوت خود، آگاه می شوند و با تکیه بر نقاط قوت،نقاط ضعف خود را کاهش می دهند. مهارت های زندگی، توانایی هایی هستند که به فرد کمک می کند با موقعیت های زندگی بخصوص موقعیتهای پر خطر به طور صحیح برخورد کند (لورنتس[۱۴] ترجه دولت آبادی،۱۳۸۹). با فراگیری مهارت های زندگی افراد می توانند در ارتباط با دیگران به طور شایسته و سازگارانه عمل کرده و در انجام وظیفه موفق باشند و بدون توسل به اعمالی که به خودشان یا دیگران صدمه می زند و بدون انجام رفتار نادرست، مشکلات را حل کنند (بوتوین[۱۵] وگریفین [۱۶]،۲۰۰۴، ترجمه شهرام محمدخانی ، ۱۳۸۵)

مهارت كنترل خشم يك مداخله رفتاري شناختي است كه به خشم به عنوان نيروي نشات گرفته به دنبال خشونت، تمركز    مي كند. همچنين مهارت كنترل خشم شامل راهبردهاي مختلف براي به حداقل رساندن خشونت و روابط افراد و ايجاد آگاهي ها و نگرش مثبت نسبت به موقعيتها مي باشد و اين موجب انگيزه و پيشرفت مي شود. آموزش كنترل خشم يكي از موثر ترين برنامه ها جهت كاهش انواع رفتارهاي پر خطر (خودكشي، خودزني و …) و پيشگري از اين نوع رفتارها مي باشد. داشتن مهارتهاي مطلوب اين امكان را براي شخص فراهم مي آورد كه زندگي خود را در سطح روزانه نگه دارد و همين موجب افزايش سطح خودآگاهي افراد و قدرت سازگاري فرد و بالا رفتن ظرفيت روان شناختي مي شود.

حیدری (۱۳۹۰)، در پژوهش خود به این نتیجه رسید که، آموزش مهارت های مدیریت خشم و کاهش پرخاشگری، درکاهش پرخاشگری فیزیکی، هیجانی و افزایش خنثی کردن خشم و افزایش نمره قاطعیت تاًثیر دارد. مبيني صدر (۱۳۸۸)،  نیز در پژوهشی رابطه بین پرخاشگري و افكار خودكشي را بررسی کرد و نتایج نشان داد که،  بین این دو مولفه رابطه مثبت وجود دارد. محمدي فر و همكاران (۱۳۹۲)، در پژوهشي با عنوان ” مقايسه ويژگي هاي شخصيت مرزي، خشم، خصومت و پرخاشگري در معتادان با افكار خودكشي و بدون افكار خودكشي”، تعداد ۳۰۰ نفر نمونه را مورد بررسي قرار دادند كه نتايج نشان داد ويژگي هاي شخصيت مرزي، خشم،خصومت و پرخاشگري در معتادان خودكشي گرا بالاتر از معتادان غير خودكشي گرا بود (نویدی، ۱۳۸۷).

الیاس[۱۷] و همکاران ( ۱۹۹۱) یک مطالعه طولی شش ساله در مورد پیامد های برنامه پیشگیری اولیه و آموزش مهارت های زندگی نشان دادند که به دنبال آموزش رفتارهای مناسب اجتماعی افزایش و رفتارهای منفی خود تخریبی کاهش می یابد.

ونزل[۱۸]،ويكولد [۱۹]و سيلبرسن[۲۰] ( ۲۰۰۹ ) به بررسي تاثير كنترل خشم در افراد معتاد اسپانيا پرداختند آنان از روش پژوهش نيمه تجربي و براي تجزيه و تحليل دادها از تحليل كوواريانس استفاده كرده اند . يافته ها نشان داد كه آموزش كنترل خشم اثرات مثبتي بر افزايش پيوندهاي خانواده و بالا رفتن خودآگاهي معتادین داشته است. گوين [۲۱]و اپتر[۲۲](۲۰۱۲) مطالعات اپيدميواوژيك چندگانه، باليني،گذشته نگر، آينده نگر و مطالعات مربوط به خانواده يك ارتباط قوي بين خشم و خودكشي را شناسايي كردند و همچنين نشان داده شده كه ساختارهاي مرتبط با پرخاشگري و تكانشگري خطر اضافه خودكشي است. بنابراين خشم و پرخاشگري مي تواند در دانشجويان با خودكشي ارتباط داشته باشد،در رابطه با نتايج اين پژوهش مي توان عنوان كرد پرخاشگري همواره مي تواند پيامدهاي منفي بر وضعيت اجتماعي، شغلي و خانوادگي فرد بگذارد، همچنين پرخاشگري گاهي بيرون جهت داده مي شود كه نتيجه رفتار تهاجمانه است،گاهي هم به سمت درون جهت داده مي شود كه موجب سوء مصرف مواد مخدر، افسردگي در نهايت افكار خودكشي باشد.

با توجه به موارد فوق الذکر، مقاله حاضر به طور خاص بر روی معتادین مرد متمرکز شده است و درصدد است که چقدر آموزش مهارت کنترل خشم می تواند بر روی افکار خودکشی و خودآگاهی معتادین تاًثیر بگذارد. و به این سوال پاسخ دهد که آیا آموزش مهارت کنترل خشم می تواند در افزایش خود آگاهی و پیشگیری از  افکار خودکشی معتادین مرد تاثیر داشته باشد؟

۱: مبانی نظری

خشم ممكن است به مضرات اجتماعي و جسمي زيادي منجر شود. مضرات جسمي خشم شامل استرس روان شناختي، پرتنشي و ناراحتي‌هاي بدني همراه با خشم است از ديگر مضرات خشم بروز آن بصورت پرخاشگري است. پرخاشگري به رفتاري اطلاق مي‌شود كه هدف آن صدمه رساندن به فرد ديگر يا نابود كردن دارايي افراد باشد واژه اصلي در اين تعريف هدف است، اگر رفتاري به صورت اتفاقي باشد پرخاشگري محسوب نمي‌شود (اتكينسون و هيلگارد ۱۹۹۴، به نقل از براهني و همكاران ۱۳۷۸). خشم يك حالت هيجاني ذهني است و با وجود تضاد شناختي و برانگيختگي رواني مشخص مي‌شود. و هيجاني بهنجار يا جنبه‌هاي انطباقي بسيار است. با وجود اين، وقتي كه تكرار، شدت و مدت آن افزونتر از جنبه‌هاي انطباقي باشد، ناكارآمد مي‌گردد. پرخاشگري به رفتار آشكار، چه فيزيكي و چه كلامي، اطلاق مي‌گردد كه منجر به آسيب به شخص، شي يا سيستم ديگري مي‌گردد. (رافضي ،۱۳۸۳). ولز )۲۰۰۱) معتقد است كه خصوصیات شناختی از جمله ناامیدی، تفكر دوقطبی[۲۳] و نقایص حل مسأله به عنوان عوامل خطر حاد و مزمن در ایجاد رفتار انتحاری نقش دارند. دیكسترا[۲۴] و همكاران (۱۹۹۵) در مرور پیشینه سبك‌های شناختی و رفتار انتحاری خاطر نشان می‌كنند كه افراد انتحاری در مقایسه با نمونه‌های غیرانتحاری دارای فرآیندهای قضاوت درونی ضعیف، تمایل شدید به تفكر دوقطبی، شیوه‌ی ادراك غیرمنعطف[۲۵]، محدود[۲۶] و ظرفیت پایین برای حل مسأله هستند. نهایتاً این كه آن‌ها تمركز بیشتری بر زمان حال داشته و نمی‌توانند خود را به آینده فرافكنی[۲۷] كنند. شكی نیست كه رفتار انتحاری با خصوصیات شناختی ویژه‌ای همراه است (صدیق سروستانی، ۱۳۸۷).

رویكرد یادگیری اجتماعی بر یادگیری مشاهده‌ای در اقدام به خودكشی تأكید می‌كند. نظریه شناختی، شناخت‌های منفی نسبت به خود جهان و آینده را در اقدام به خودكشی مؤثر می‌داند. الگوی مكعبی ریچاردسون[۲۸] بر سه ویژگی فشار، اضطراب و درد در اقدام به خودكشی تأكید می‌كند، اما به نظر می‌رسد كه هیچكدام از این نظریه‌ها تبیین مناسب و جامعی را كه منجر به كاهش اقدام به خودكشی شود ارائه نداده‌اند (اتکینسون و اتکینسون، ۱۳۸۶).

از دیگر الگوهایی که به بررسی خودکشی پرداخته‌اند، مدل فرا شناختی می‌باشد. آشنایی با مدل فراشناختی  افکار خودکشی که پایه و اساس مفهوم‌سازی موردی را تشکیل می‌دهد، در شناخت پدیده خودکشی فواید زیادی را به همراه دارد. ویژگی‌های اصلی این مدل عبارتند از: ۱- باورهای فراشناختی مثبت درباره لزوم  نشخوار فکری (نشخوار فکری) به عنوان روشی برای غلبه یافتن بر احساس منفی و یافتن پاسخ‌هایی به مسایل، ۲- باورهای فراشناختی منفی درباره کنترل ناپذیری نشخوار،  3- کاهش فرا آگاهی از نشخوار فکری ۴-  سندرم شناختی- توجهی (نشخوار فکری، پایش تهدید و رفتارهای مقابله‌ای ناسازگارانه) (ولز، ۲۰۰۱).

۱-۱: روشهاي زيان آور كنترل خشم[۲۹]

 فرونشاني[۳۰]

فرونشاني، يكي از روشهاي همدل در كنترل احساسات خشمانه است، بويژه درجوامعي كه ابزار آشكار احساسات خشمانه، از نظر جامعه ناپسند تلقي مي‌گردد و يا رفتارهاي جراتمندان مورد پذيرش نيست (رافضي ،۱۳۸۳).

واپس راني [۳۱]

در واپس راني فرد، به علت برخي از مكانيزمهاي دفاعي روان شناختي، نسبت به خشم خود ناهشيار است واپس راني خشم به دليل اينكه بر طرز كنش و ارتباطات ما با ديگران اثر مي‌گذارد مضر است (رافضي ،۱۳۸۳).

ابراز [۳۲]

ابراز خشم روش ديگري كه افراد خشمگين براي كنترل خشمشان برمي‌گزينند. در گذشته، در نگراني كه معتقد بودند فرو نشاني يا واپس راني خشم زيان آور است، اقدام به گسترش ابراز خشم، به عنوان روشي مفيد براي كنترل خشم نمودند. تحقيقات نشان داده است كه اين افراد ممكن است براي مدتي احساس بهتري كنند اما مشكلاتشان در طولاني مدت حل نشده باقي مي‌ماند. ابراز خشم معمولاً، شكل رفتار پرخاشگرانه به خود مي‌گيرد و ممكن است منجر به خشونت فيزيكي گردد. آموختن چگونگي تخليه خشم ازطريق رفتار پرخاشگرانه پرخطر است گر اينكه خشم ممكن است معطوف به شخصي يا شي اي باشد (رافضي ،۱۳۸۳).

۲: خودکشی

دانش روانشناسی در قلمرو خودکشی مانند هر موضوع دیگری دارای مفاهیم و اصطلاحات خاص خود می‌باشد. در گذشته هریک از این اصطلاحات به طور جداگانه تعریف می‌شد، ولی نظریه‌های اخیر خودکشی را پیوستاری می‌داند که هر مرحله معطوف به مرحله‌ی قبل است و نهایتاً در صورت فراهم شدن این مراحل است که عمل فرد به موفقیت می‌انجامد (خلخالی و رهبر،۱۳۸۰). در این رابطه پوکورنی[۳۳] (۱۹۷۴؛ نقل از بوترایس[۳۴]،۲۰۰۳) در کوششی که به منظور روشن کردن و طبقه‌بندی خودکشی به عمل آورد سه گروه رفتاری را پیشنهاد کرد که شامل خودکشی به معنای اخص، اقدام به خودکشی و افکار خودکشی می‌باشد، ولی امروزه طبقه‌بندی دقیق‌تری صورت گرفته است که عبارتست از (بوترایس[۳۵]،۲۰۰۳) :

۱- افکار خودکشی: شخص اقدام به خودکشی نکرده ولی فکر آن را در سر می‌پروراند و گاهی در بیان و گفتار از اقدام به آن صحبت می‌کند.

۲- اقدام به خودکشی: شخص اقدام به خودکشی کرده ولی در انجام آن موفق نبوده است.

۳- ارتکاب به خودکشی: شخص اقدام کرده و موفق بوده است.   

۱-۲: افكار خودكشی[۳۶]

وقتی فردی به خودكشی فكر می‌كند یعنی در ذهنش اندیشه‌هایی درباره مرگ و آرزوی از میان رفتن می‌پروراند. این افكار ممكن است در ذهن شخص وجود داشته باشند، ولی به شكل مستقیم از جانب وی فاش نشوند. گاهی نیز میل به مردن كاملاً در فرد مشهود است یا حتی ممكن است به شكلی صریح و كاملاً مستقیم، وی طرح و برنامه‌اش برای چگونگی خاتمه بخشیدن به زندگی خود را برای دیگران شرح دهد. بنابراین ارزیابی افكار خودكشی‌گرایانه برای روانشناسان بالینی و روان‌پزشكان اهمیت حیاتی دارد چون كوتاهی در پرداختن به آن ممكن است با خطرات بسیاری همراه باشد (حناساب‌زاده، ۱۳۸۸).

۳: ديدگاههاي مختلف در باره خشم

۱-۳: ديدگاه رشدي[۳۷]

رشد هيجاني جنبه مهمي از رشد رسش شخصيت تلقي مي‌شود. اريكسون يكي از حدود نظريه پردازان رشدي مي‌باشد كه هيجان را مورد توجه قرار داده است. هر هيجان بطور ذاتي يك كنش سازگارانه دارد وليكن، كودكان بزرگتر بايد نحوه تنظيم و اصلاح ابرازات هيجاني خود را بياموزند تا ناسازگار نگردند. كنش منحصر به فرد و سازگارانه خشم، فراهم كردن انرژي براي انجام فعاليت مي‌باشد. اين بر انگيختگي فيزيكي نيرومند، افراد را به فرياد زدن و صدمه زدن در پاسخ به خطا درك شده، سوق مي‌دهد. به علت پتانسيل خشم براي پيامدهاي مخرب، همه جوامع، تنبيه‌هاي فيزيكي و رواني را براي محدود كردن ابراز خشم آشكار بكار مي‌برند (توماس، ۲۰۰، به  نقل از رافضي،۱۳۸۳).

نظريه پردازان هيجاني معاصر (مانند : ديريورا)[۳۸] معتقدند كه كسب هيجانهاي جديد در بزرگسالي و هنگاميكه افراد با چالشهاي زندگي مواجه مي‌گردند، ادامه مي‌يابد، امروزه اين باور وجود دارد كه بارش، شخصيت انعطاف پذيرتر مي‌گيرد. با بالا رفتن سن ممكن است سبك واكنش صورت واپس راني به سبك واكنش به صورت فرونشاني، تغيير يابد. يعني يك فرآيند ناهوشيار به يك فرآيند هوشيار تبديل شود. نظريه رشدي ظاهراً طرفدار افزايش قابليت هيجاني با افزايش سن است (توماس، ۲۰۰۲،  به  نقل از رافضي،۱۳۸۳)

۲-۳: ديدگاه ذاتي بودن خشم[۳۹]

مشاهده فجايعي كه انسانها نسبت به يكديگر مرتكب شده و مي‌شوند، سبب شده است كه عده‌اي از صاحب نظران از اين نظر دفاع كنند كه پرخاشگري در انسان جنبه ذاتي و فطري دارد. از ميان اين صاحب نظران فرويد، واضح مكتب روانكاوي و لورنز[۴۰]، جانور شناس مشهور اتريشي را مي‌توان نام برد كه هر دو به ذاتي بودن پرخاشگري در انسان اعتقاد دارند. هم فرويد و هم لورنز پرخاشگري را نيروي نهفته‌اي در انسان مي‌دانند كه داراي حالت هيدروليكي است يعني بتدريج متراكم و فشرده شده و نياز به تخليه پيدا مي‌كند، اما فرويد پرخاشگري را مخرب و لورنز آن را سازنده تلقي مي‌كند. توضيح لورنز درباره كشته شدن انسانها به دست ديگر انسانها مبتني بر اين اصل در نظريه اوست كه در حيوانات اساساً دو نوع واكنش در برابر خطر وجود دارد. ۱- نزاع ۲- فرار

لورنز همچنين معتقد است كه هر چه قابليتهاي جنگيدن يك حيوان بيشتر باشد، نيروي بازدارنده‌ي ذاتي او براي رفتار پرخاشگرانه نسبت به همنوع خود قويتر است. در مورد حيواناتي كه توان جنگيدن موثري را دارا نيستند، اين بازداري ضعيف است زيرا پرخاشگري نسبت به همنوع چندان خطري براي طرف مقابل نخواهد داشت. اما در مورد انسان به عقيده لورنز اين الگو شكسته و بهم ريخته است. ازآنجا كه انسان در اصل، به علت نداشتن وسايل دفاعي موثر براي دفاع از خود، در مقابل پرخاشگري با فرار پاسخ مي‌داده است. باز داريهاي ذاتي براي نشان دادن پاسخ پرخاشگرانه نسبت به همنوع خود در او ضعيف است. اما پيشرفتهاي عظيم تكنولوژيكي كه در زمينه‌ي توليد سلاحها به او اجازه رشد و توسعه‌ي تعزيب و ويران سازي داده است، به خاطر فقدان نيروي بازدارنده طبيعي از يكسو و  فراهم شدن امكانات فراوان صدمه زدن به ديگران، در ميان همه موجودات تنها انسان به كشنده‌ي قهار و بدون پرواي همنوع خود تبديل شده است (كريمي، ۱۳۷۷)

۳-۳: ديدگاه شناختي[۴۱]

روان درمانگران شناختگرا معتقدند زماني واكنش پرخاشگرانه نشان مي‌دهيم كه افكارهاي ما بي حرمتي را تشديد كند (گنجي،۱۳۷۵) براي اينكه رفتاري را پرخاشگرانه ارزيابي كنيم از يك توصيف ساده فراتر مي‌رويم. اگر رفتاري به عنوان رفتار پرخاشگرانه تلقي گردد مجازات آن به ظاهر درست مي‌باشد. اگر بپذيريم كه پرخاشگري يك ساختار تفسيري است تا يك ساختار توصيفي در نتيجه بايد عوامل تعيين كننده و موثر اين تفسير را مورد توجه قرار دهيم. اول اينكه، بافت هنجار اجتماعي خاصي كه اعمال اساسي بر آن استوار است حائز اهميت مي‌باشد. بسته به هنجار و ارزشهاي خاص يك جامعه، رفتار معيني ممكن است هنجار يا ضد هنجار تلقي شود. دوم اينكه نظريه اسناد يك سري تفكرات قابل اجرا در مورد آنچه مردم را در استنباط قصد اعمال سرزده از ديگران هدايت مي‌كند مطرح مي‌كند. سوم اينكه رويكردهاي خاص نقشهاي اصلي، در يك تعامل پرخاشگرانه مانند عامل، گيرنده  يا ناظر بيروني، نقش مهمي در ارزيابي يك عمل ايفا مي‌كنند. (هوستون[۴۲] و استروب،  2001، به نقل از رافضي ، ۱۳۸۳ )

۴-۳: رفتار درماني شناختي [۴۳]

رفتار درماني شناخت درمان روان شناختي و مركب از دو روش روان درماني جزا است. اين دو درمان به ميزان بسيار زيادي با يكديگر مورد استفاده و بررسي قرار گرفته‌اند تا اينكه به صورت يك درمان واحد درآمده‌اند. رفتار درماني شناخت مشكل معطوف به عمل روان درمان اجتماعي است و بر اين فرض است كه الگوهاي تفكر نادرست و ناسازگار موجب رفتار ناسازگارانه و هيجانهاي منفي مي‌گردد و فرض اساسي رفتار درماني شناختي است كه رفتارهاي ناسازگارانه يا خلق و هيجانهاي آشفته نتيجه‌ي الگوهاي تفكر غير منطقي نامناسبيي بنام افكار خودكار است.

مولفه‌ي شناختي درمان شناختی رفتاری، افراد را قادر مي‌سازد تا از الگوهاي فكري تعريف شده آگاه گردند و با آنها چالش نموده و تغيير شان دهند. مولفه‌هاي رفتاري بر اين فرض است كه افراد را نسبت به رفتارهاي نامطلوب آگاه سازد تا آنها را با رفتارهاي سالمتري جايگزين نمايند. رفتار درماني شناختي درصدد فهم چرايي وقوع رفتاري نيست و به جاي آن بر يادگيري رفتارهاي جديد تاكيد مي‌كند. هدف درمان شناختی رفتاری افزايش تندرستي، اعتماد و عزت نفس است و از فنون آرام سازي براي آرام كردن فرد، و شيوه‌هاي سازنده تر براي ابراز ناكامي و ساير نيازها بهره مي‌گيرد. رايلي و همكارانش از گروه درماني رفتاري – شناختي براي كاهش خشم ناشي از استرس پس از ضربه به مدت ۱۲ جلسه استفاده نمودند كه موثر گزارش شده است (آخوندي، ۱۳۸۰)

۵-۳: رويكرد عقلاني – رفتاري – عاطفي

ديدگاه عقلاني – رفتاري – عاطفي در درمان خشم عناصر زير است (اليس، ۱۹۹۸، به نقل از فصلنامه تازه‌هاي روان درماني)

  1. بررسي زير بناي خشم و عصبانيت 
  2. تمايز افكار منطقي و غيره منطقي و احساس مناسب و نامناسب
  3. نقش افكار و باورها بر نوع پاسخهاي هيجاني و احساسات
  4. بررسي افكار و غير منطقي زيربناي خشم
  5. پذيرش خود به عنوان تكنيك هيجاني مقابله با خشم
  6. جدول با افكار غير منطقي
  7. جايگزيني افكار منطقي و احساسات مناسب
  8. آموزش جرأت ورزي به عنوان تكنيك مقابله با خشم (صادقي ،۱۳۸۰)

۶-۳: رويكرد رفتاري- شناختی

از جمله رويكردهاي درماني موفق در كنترل و كاهش رفتار پرخاشگري، رويكرد شناختي رفتاري است. در اين رويكرد اساسي كاهش پرخاشگري بر باز سازي شناختي و كنترل خشم استوار است، نواكو به عنوان بنيانگذار كنترل خشم به شيوه شناختي – رفتاري براي كاهش رفتار پرخاشگري به نقل از بندورا مي‌گويد: خشم موجب رفتار پرخاشگرانه مي‌شود ولي نتيجه كامل و خود به خودي خشم نيست، چون پرخاشگري بوسيله مكانيسمهاي بازداري كنترل مي‌شود و در ايجاد آن فاكتورهاي بيروني و دروني موثرند. محدود كننده‌هاي بيروني، انتظار تنبيه، همدلي يا توجه به نتايج، رفتار پرخاشگري را كنترل مي‌كند و يا به وسيله برانگيختگي زياد، احتمال پايين تنبيه، عوامل زيست شيميايي و محركهاي بيروني تحريك مي‌شود. تحقيقات متعدد نيز تاثير كنترل خشم به شيوه شناختي – رفتاري را براي كاهش پرخاشگري تأييد كرده‌اند (صادقي، ۱۳۸۰).

۴: بیماری‌های روانی و خودکشی

چهار اختلال روانی وجود دارد که افراد را در معرض عوامل خطرساز خودکشی قرار می‌دهد: اختلالات خلقی، اختلال سلوک، اسکیزوفرنیا، اختلالات روانی عضوی (‌بلک و ونیکر، ۱۹۹۶؛ نقل از ساراسون، ۱۳۸۴). معتادانی که خود را می‌کشند تمایل دارند که افسردگی و اختلال سلوک خود را آشکار سازند (برنت کاکلو، ۱۹۹۸؛ نقل از محمدخانی، ۱۳۸۳). از نقطه نظر روانشناختی، اختلا‌ل روانپزشكی از هر نوع در كنار اختلالات عاطفی و سوءمصرف مواد و الكل خطر اقدام به خودكشی و خودكشی را افزایش می‌دهد. در همین راستا پژوهش‌های متعددی به بررسی رابطه میان اقدام به خودكشی و اختلالات روانی به عنوان متغیرهای مرتبط با خودكشی معتادان پرداخته‌اند (سادوک و سادوک، ۱۳۸۷).

اختلالات خلقی اولین و مهم‌ترین گروه اختلالات روانی مرتبط با اقدام به خودكشی است . از جمله تحقیقاتی كه در این مورد انجام شده پژوهشی است كه توسط مان[۴۴] (۱۹۹۹؛ نقل از رضایی،۱۳۹۱) بر روی بیماران بستری در بیمارستان روانپزشكی انجام شد. یافته‌ها نشان داد كه احساس ذهنی افسردگی، ناامیدی و شدت ایده‌های خودكشی در میان اقدام كنندگان به خودكشی به طور معناداری بیشتر از گروه غیر اقدام كننده بود. شیوع افسردگی شدید در افراد اقدام كننده به خودكشی و عادی به ترتیب ۶۲ درصد و ۶ درصد بود. تحقیق دیگری كه در فنلا‌ند در سال ۱۹۹۶ توسط سومینن[۴۵] انجام شد مشخص گردید كه اقدام كنندگان به خودكشی مبتلا به افسردگی بودند. شیوع افسردگی شدید در این مطالعه ۳۸ درصد بود (سگال، ویلیامز و تیزدل[۴۶]، ۲۰۰۲). مجموعه‌ای از مطالعات دیگر در سایر كشورها به وجود رابطه میان اختلا‌ل خلقی و اقدام به خودكشی اشاره كرده‌اند. رابطه اختلا‌لا ت اضطرابی با اقدام به خودكشی نیز در بعضی مطالعات مورد تحقیق قرار گرفته است و پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهد كه اقدام به خودكشی در بین افرادی كه سابقه اختلا‌ل وحشت‌زدگی داشتند ۵/۸ برابر جمعیت عمومی است. از جمله این تحقیقات می‌توان به تحقیق انجام شده توسط صولتی (۱۳۷۴) در دانشگاه علا‌مه طباطبایی اشاره كرد كه نشان می‌دهد نگرانی توام با اضطراب در افراد اقدام كننده به خودكشی از نشانه‌های بارز آنها محسوب می‌شود (محمدخانی،۱۳۸۳).

تحقیقاتی در مورد ارتباط میان سوءمصرف مواد و الكل با اقدام به خودكشی انجام شده كه نشان می‌دهد مصرف الكل، ماری جوانا و سایر داروهای غیرقانونی عامل خطرساز اقدام به خودكشی در میان نوجوانان به شمار می‌رود. به حدی كه برخی تحقیقات نشان می‌دهد كه‌ ۴۶ درصد افراد اقدام كننده به خودكشی دارای اختلا‌ل سوءمصرف مواد هستند (مرادی و خادمی، ۱۳۸۱). در برخی از مطالعات به بررسی وجود نشانه‌های اختلالات مختلف به طور همزمان پرداخته شده است، از جمله می‌توان به تحقیق گولد[۴۷] در سال ۱۹۹۸ بر روی یك نمونه تصادفی ۱۲۸۵ نفر از نوجوانان ۱۷ تا ۹ ساله نیویورك اشاره كرد كه مشخص گردید خلق افسرده، اضطراب و سوء مصرف مواد هر كدام به طور مستقل خطر اقدام به خودكشی را حتی بعد از كنترل ویژگی‌های جمعیت شناختی افزایش می‌دهند. نتایج این مطالعه همچنین نشان داد كه حملات وحشت زدگی و پرخاشگری نیز می‌تواند خطر اقدام به خودكشی را پیش‌بینی كند. تفكر روان گسسته، توهم آمرانه خودكشی و هذیان افسردگی مرتبط با روان گسستگی عوامل خطرساز دیگری برای خودكشی هستند (دادستان، ۱۳۸۷).

یكی دیگر از عوامل اقدام به خودكشی وابستگی به الكل و مواد است. مصرف الكل و مواد باعث ایجاد تغییرات فیزیولوژیكی در مغز می‌شود كه می‌تواند فرد را برای ایده‌های خودكشی و بروز پیش رونده آن آسیب‌پذیرتر سازد (خلخالی و رهبر،۱۳۸۰). همچنین اقدام كنندگان به خودكشی مصرف كننده الكل و مواد بیشتر مرد و بیكار بوده و تنها زندگی می‌كنند و نامعتدل، مسؤلیت ناپذیر و دارای رفتار نامناسب هیجانی و فیزیكی هستند. در بسیاری از موارد این افراد دارای تمایلا‌ت اضطرابی و افسردگی هستند و هنگامی كه اثر الكل كم می‌شود اثرات این اختلال افزایش می‌یابد. نتایج برخی پژوهش‌ها وجود رابطه میان روان گسستگی و اقدام به خودكشی را تأیید كرده است. جوان بودن، تجرد، بیكاری، فقدان والدین، داشتن بیماری بازگشتی و انزوای اجتماعی عوامل خطرسازی برای روان گسسته‌های اقدام‌كننده به خودكشی هستند. بعضی از قربانیان اقدام كننده به خودكشی كه مبتلا به روان گسستگی هستند، انتظارات عملكرد بالا‌یی از خود دارند. تصور می‌شود این افراد با فرض ناتوانی در دستیابی به هدف‌های اصلی زندگی، احساس نابسندگی می‌كنند، از تباهی توانایی‌های ذهنی‌شان می‌ترسند و تصمیم می‌گیرند كه به زندگی خود پایان دهند. بنابراین كمك به درمان این افراد در واقع ممكن است كه كمكی به كاهش اقدام به خودكشی باشد (رضایی،۱۳۹۱). یكی دیگر از عوامل اقدام به خودكشی اضطراب و اختلا‌لا‌ت مربوط به آن است كه می‌تواند به اقدام به خودكشی كمك نماید. از این رو آموزش‌های لازم در مورد كنترل اضطراب و روش‌های كاهش آن می‌تواند سهمی را در پیشگیری از اقدام به خودكشی داشته باشد (محمدخانی،۱۳۸۳).

روش

جامعه، نمونه و روش نمونه گیری

این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، شبه تجربي از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معتادین مرد شهرستان بجنورد که در سال ۱۳۹۶ در مراکز درمان mmt تحت درمان بودند، که از بین آنها ۴۰ نفر (۲۰ نفر گروه آزمایش و ۲۰ نفر گروه کنترل) با شیوه نمونه گیری تصادفی در دو گروه گمارش شدند. تجزیه و تحلیل داده ها از دو شیوه آمار توصیفی (جدول توزيع فراوانی، نمودارها و محاسبه شاخص هاي مركزي و پراكندگي) و جهت آزمون فرضیه ها از آمار استنباطی  تحليل کوواریانس استفاده شده است.

ابزار

در این پژوهش از پرسشنامه افکار خودکشی بک (BSSI)  و  پرسشنامه خودآگاهی فنگستین[۴۸]، شیروباش(SCS)  استفاده شده است.

۱: پرسشنامه افکار خودکشی

مقیاس افکار خودکشی بک، یک ابزار ۱۹ سوالی می باشد. این پرسشنامه به منظور آشکارسازی و اندازه گیری شدت نگرش ها، رفتارها و طرح ریزی برای ارتکاب به خودکشی در طی هفته ی گذشته تهیه شده است. مقیاس بر اساس سه درجه نقطه اي از ۰ تا ۲ تنظيم شده است. نمره كلي فرد بر اساس جمع نمرات محاسبه مي شود كه از ۰ تا ۳۸ قرار دارد. سوالات مقیاس مواردي از قبيل آرزوي مرگ، تمايل به خودكشي به صورت فعال و نا فعال، مدت و فراواني افكار خودكشي، احساس كنترل بر خود ، عوامل بازدارنده خودكشي و ميزان آمادگي فرد جهت اقدام به خودكشي را مورد سنجش قرار مي دهد. در آزمون افكار خودكشي بك ۵ سوال غربالگري وجود دارد. اگر پاسخ ها نشان دهنده تمايل به خودكشي فعال يا نافعال باشد، سپس آزمودني بايستي ۱۴ سوال بعدي را نيز ادامه دهد، مدت زمان تكميل پرسشنامه به طور متوسط ۱۰ دقيقه مي باشد. از نظر محتواي سوالات ميتوان خطر خودكشي را به شرح زير تعيين كرد.

(۰-۵)  داشتن افكار خودكشي

(۶-۱۹) آمادگي جهت خودكشي

(۲۰-۳۸) قصد اقدام به خودكشي

بر اساس تحلیل عامل با بیماران روانپزشکی آشکار شد که مقیاس افکار خودکشی بک ترکیبی از سه عامل می باشد: تمایل به مرگ (۵ سوال)، آمادگی برای خوکشی (۷ سوال)، و تمایل به خودکشی واقعی (۴ سوال). ۲ سوال مربوط می شوند به بازدارنده هایی برای خودکشی و یا کتمان خودکشی که در هیچ یک از سه عامل فوق محاسبه نشده اند .این مقیاس دارای پایایی بالایی است. با استفاده از روش آلفای کرونباخ ضرائب ۷۸ درصد تا ۹۷ درصد و با استفاده از روش آزمون – باز آزمون پایایی آزمون ۵۴ درصد به دست آمده است. مقیاس بک با مقیاس افسردگی آزمون گلدبرگ ۷۶ صدم همبستگی دارد، همچنین اعتبار مقیاس با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر با ۹۵ درصد و از روش دو نیمه ۷۵ درصد  به دست آمد.

۲: پرسشنامه خودآگاهی

مقیاس خودآگاهی (SCS) پرسشنامه خودسنجی می باشد که برای سنجش سه نوع گرایش متمایز خودآگاهی طراحی شده است. اولین گرایش خودآگاهی خصوصی: تمایل به توجه در جنبه های درونی و خصوصی خود است. دومین گرایش خودآگاهی عمومی: تمایل به آگاهی و ارتباط با وجوهی از خود است که دیگران می توانند ادراک کنند. سومین گرایش اضطراب اجتماعی: تمایل در به راحتی مضطرب و ناخوش شدن در موقعیت های اجتماعی است.

محتوای جلسات آموزشی

آموزش مهارت کنترل خشم در ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای و بر اساس رویکرد رفتاری و با تاکید بر روش یادگیری فعال برای گروه آزمایش ارائه گردید. آموزش توسط پژوهشگر انجام شد. محتوای این جلسات به اختصار در جدول  (1) آورده شده است.

جدول ۱: پکیج آموزشی کنترل خشم و خودآگاهی

جلسه محتوا
اول تشریح شیوه برگزاری کلاس، تعیین قوانین کلاس، مدت و زمان جلسات، مرور تمرینات هر جلسه ، اجرای پیش آزمون
دوم تعریف خشم و مراحل آن، مفهوم خشم و پرخاشگری و مقایسه آنها، علائم پرخاشگری و تغییرات بدنی و فیزولوژیکی در مواقع بروز خشم
سوم ارزیابی جلسه قبل، آموزش خود آگاهی هیجانی، از افرادی که در طول هفته اخیر دچار خشم شده اند خواسته شد موقیعت و انگیزهای خشم خود را گفته و واکنش فرد نسبت به علت خشم، پیامد منفی، موقعیت آن مورد  بررسی قرار گرفت. تمرین (لیستی از خشمهای خود در طول یک هفته اخیر  تهیه کرده و علت ان را نیز نوشته شده باشند )
چهارم مرور تمرینات جلسه قبل، بررسی محرک های بر انگیزاننده، توضیح در رابطه با عواقب هر عملکرد، آموزش مهارت قاطعیت و جرات ورزی، هدف این برنامه ها این است که، افراد بتوانند بدون احساس ترس و پرخاشگری با فرد مقابل به گفتگو بپردازد، تمرینهای انجام شده در این جلسه (صریح بودن، بیان درخواست خود، مسئولیت پذیری، روش انتقاد)
پنجم مرور تمرینات جلسه قبل، توقف فکر و خودگویی، آموزش مهارت تفکیک افکار مفید از غیر مفید در هنگام بروز خشم، ایجاد رابطه بین احساس + رفتار + فکر و تاثیر آن بر گروه آزمودنی
ششم ارزیابی جلسه قبل، آموزش فنون آرامیدگی به افراد، تنفس عمیق، تجسم ذهنی مثبت، آرام سازی عمیق عضلانی، نقش ورزشهای هوازی در مدیریت هیجان مدار خشم
هفتم ارزیابی جلسه قبل و ادامه تمرینات جدید مرتبط با جلسه قبل، آموزش آرام سازی عضلاتی، آموزش ریلکسیشن، تن آرامی، روشهای تنفسی شکمی، روشهای ایجاد آرامش
هشتم ارزیابی جلسه قبل، آموزش و راهبردهای حل مسئله، ایفای نقش توسط آزمودنی هنگام بروز خشم  و ارایه تکنیک های یاد گرفته در جلسات قبل، بالا بردن تشویق جهت بروز احساسات در رابطه با خشم، افکار خشم و انتقام جویی
نهم ارزیابی جلسه قبل، نقش معنویات در مدیریت خشم، آموزش آموزهای دینی در کاهش خشم و ایجاد آرامش در انسان در مواقع خشم، آموزش مختصر تکنیکهای مهارت روابط بین فردی
دهم رفع ابهامات، نتیجه گیری و جمع بندی آموزش های جلسات گذشته و طرح مداخلات درمانی و آموزشی، اجرای پس آزمون

یافته ها

جدول ۱: آماره توصیفی سن و تحصیلات گروه آزمون

درصد فراوانی تحصیلات درصد فراوانی سن  
۱۰ ۴ بی سواد ۳۰ ۱۱ زیر ۳۰ سال     متغیر
۶۰ ۲۱ سیکل ۵۰ ۲۳ ۳۰-۴۰
۲۵ ۱۲ دیپلم ۱۵ ۵ ۴۰-۵۰
۵ ۳ بالاتر از دیپلم ۵ ۱ بالاتر از ۵۰
۱۰۰ ۴۰ جمع ۱۰۰ ۴۰ جمع کل

فرضیه اصلی:

آموزش مهارت کنترل خشم، افکار خودکشی معتادین مرد را کاهش می دهد.

جدول ۲: شاخص های توصیفی نمره های آزمودنی های دو گروه آزمون و شاهد

گروه شاهد گروه آزمایش متغیرهای مورد  مطالعه
بعد از مداخله قبل از مداخله بعد از مداخله قبل از مداخله
  27/6 ± ۶۵/۳ ۱۲/±۱۱ ۲۰/۳۱                        ۹۹/۸ ± ۸/۳۷                                            ۹۵/±۱۰ ۷/۲۸              خودآگاهی
۵۲/۸±۶/۱۸ ۸۲/±۴ ۲۵/۱۷ ۵۲/±۵ ۸/۱۴                                        ۹۷/۶± ۴۰/۲۴                  افکار خودکشی

 

جدول ۳: نتایج تحلیل کواریانس، مقایسه نمره های آزمودنی ها در دو گروه آزمون و شاهد

منابع تغییرات مجموع توانهای مجذورات درجه آزادی آماره F سطح معنی داری
آموزش کنترل خشم ۳۴۱/۱۰۵۶ ۱ ۹۸۵/۹ ۰۰۳/۰
مقدار ثابت باقی مانده آزمایش ۲۶۲/۱۳ ۱ ۱۲۵/۰ ۷۲۵/۰
افکار خودکشی (متغیر اثر گذار) ۱۴۴/۷۶ ۱ ۱۱۱/۰ ۷۴۱/۰
خطا ۷۳۲/۳۸۰۸ ۳۶    
کلی ۰۰۰/۴۰۲۷۳ ۴۰    
تصحیح شده ۷۷۵/۴۴۵۲ ۳۹    

نتایج

شیوع اعتیاد در ایران در حد متوسط رو به بالا است، طبق آمار پزشکی قانونی افزایش ۱ درصدی مرگ و میرها در بین مصرف کنندگان مواد مخدر از خطرناک ترین پدیده های جوامع انسانی در عصر نوین به شمار می رود. امروزه وسعت اعتیاد در جهان چنان گسترش یافته که به شکل یک بیماری مزمن و اجتماعی درآمده است. بسیاری از معتادان از عوارض و کمبودهائی چون عدم اعتماد به نفس کافی، تنهایی، احساس گناه، ناامیدی و درماندگی، نگرانی از رها شدن به حال خود و افسردگی مزمن رنج می برند.

 اهم یافته های این پژوهش عبارتند از:

۵۰ درصد از معتادین گروه مورد مطالعه در بین گروه سنی ۴۰-۳۰ سال قرار دارند.

۶۰ درصد از معتادین گروه مورد مطالعه دارای تحصیلات سیکل هستند.

همان طور که در جدول ۲ مشاهده می شود، میانگین و انحراف معیار نمرات خودآگاهی، در گروه شاهد قبل و بعد از مداخله به ترتیب  12/11±۲۰/۳۱  و  27/6 ± ۶۵/۳  بود، در حالی که در گروه آزمون قبل و بعد از مداخله  95/10±۷/۲۸   و  99/8 ± ۸/۳۷  بود. همچنین میانگین و انحراف معیار نمرات افکار خودکشی، در گروه شاهد قبل و بعد از مداخله به ترتیب ۸۲/۴± ۲۵/۱۷و  52/6±۸/۱۸ بود، در حالی که در گروه آزمون قبل و بعد از مداخله  97/6± ۴۰/۲۴  و ۵۲/۵±۸/۱۴ بود. به عبارتی وضعیت دو گروه در پس آزمون نشان می دهد که نمرات گروه آزمون در متغیر خودآگاهی افزایش یافته است ولی در متغیر افکار خودکشی نمرات کاهش یافته است.

همان طور که در جدول ۲ مشاهده می شود، تفاوت گروه آزمون در  متغیرهای (خودآگاهی و افکار خودکشی) قبل و بعد از مداخله معنادار است. جدول ۳ بیانگر تفاوت معنادار بودن دو گروه آزمون و شاهد با استفاده از آنالیز کواریانس می باشد. بنابراین باتوجه به نتایج جدول ۲ و ۳ بالا رفتن نمرات بعد از مداخله گروه آزمون در متغیرهای خودآگاهی و کاهش نمرات در متغیر افکار خودکشی می توان نتیجه گرفت، تغییرات ایجاد شده در نمرات پس آزمون گروه آزمون، تحت تاثیر نمرات پیش آزمون قرار نگرفته است.

بحث

زندگي كردن يك مهارت است بدين معني كه اگر انسان بخواهد زندگي شادابتر، موثرتر و اجتماعي تري داشته باشد، بايد مهارت هايي را فرا بگيرد،كنار آمدن با فشارهاي زندگي و كسب مهارت هاي زندگي همواره بخشي از واقعيت زندگي انسان بوده است. افراد بزهكار و آسيب پذير جامعه نيز مي بايست مهارت هاي شخصي و اجتماعي را ياد بگيرند تا بتوانند در مورد خود، انسان هاي ديگر و كل اجتماع به طور موثر و شايسته عمل نمايند. يكي از راههاي پيشگيري از بروز مشكلات رواني و رفتاري، ارتقاي ظرفيت روان شناختي افراد است كه از طريق آموزش مهارت هاي زندگي، جامعه عمل مي پوشد.

در تبيين يافته ها مي توان گفت، با توجه به اين مساله كه افرادی که با سوء مصرف مواد مخدر درگیرهستند، در رويارويي با مشكلات زندگي فاقد توانايي و مهارت هاي لازم هستند و نمي توانند از عهده مشكلات خود بر آيند، آموزش مهارت زندگي موجب جلوگيري از افكار خودكشي و كاهش آن و پيشگیري از آسيب هاي وارده مي شود. به نظر مي رسد آموزش مهارت كنترل خشم مي تواند توانمندي اين افراد را براي مقابله با افكار خودكشي افزايش دهد  و به آنها بياموزد كه چگونه افكار خود را كنترل و مهار كنند و براي برخورد با ناكامي ها روش درستي را اتخاذ نمايند، افراد معتاد مي توانند با استفاده از آموزش كنترل خشم و روشهاي آن به شيوه درست در زندگي تصميم بگيرند و مشكلات خود را درست تحليل نموده و در جهت رفع آن بكوشند.

اصطلاح مهارتهاي زندگي به گروه بزرگي از مهارتهاي رواني ـ اجتماعي و بين فردي گفته مي شود كه مي تواند به افراد كمك كند تا تصميماتشان را با آگاهي اتخاذ كنند، بطور مؤثر ارتباط برقرار كنند، مهارتهاي مقابله و مديريت شخصي خود را گسترش دهند و مي تواند  موجب زندگي سالم و بارآور  شود. مهارتهاي زندگي مي توانند، اعمال شخصي و اعمال مربوط به ديگران و نيز اعمال مربوط به محيط اطراف را طوري هدايت كنند كه به سلامت بيشتر منجر شوند و سلامت بيشتر يعني آسايش بيشتر جسماني، رواني و اجتماعي (يونيسف ، ۲۰۰۳). مهارتهاي زندگي توانايي هاي رواني و اجتماعي براي رفتار سازگارانه و اثر بخش هستند كه افراد را قادر مي سازد تا بطور مؤثري با مقتضيات و چالش هاي زندگي روزمره مقابله كنند. آموزش اين مهارتها موجب ارتقاي رشد شخصي و اجتماعي، محافظت از حقوق انسانها و پيشگيري از مشكلات رواني ـ  اجتماعي مي شود            (سازمان بهداشت جهاني ، ۱۹۹۷؛ ترجمة فتحعلي لواساني، ۱۳۷۸ ) .

مهارتهاي زندگي لازمة موفقيت در زندگي هستند. موفقيت زندگي را مي توان با استفاده از ملاكهاي بيروني و دروني ارزشيابي نمود. ملاكهاي بيروني شامل سطح تحصيلات، وضعيت شغلي، سطح درآمد، بهداشت رواني و جسماني، روابط موفق با همسر و ديگران، رفتار اخلاقي خوب، مشاركت در جامعه و موفقيت در رسيدن به اهداف شخصي هستند. ملاكهاي دروني به اهداف و ارزشهاي افراد بستگي دارند. بطور خلاصه مي توان موفقيت هاي زندگي را به دو دستة عمدة مشاركت در جامعه و شاد بودن و تندرستي تقسيم نمود .بنابراين، مي توان مهارتهاي زندگي را چنين تعريف كرد: مجموعه مهارتهاي عاطفي، شناختي و اجتماعي كه به افزايش اثر بخشي در عملكرد و نتيجه ي مطلوب منجر شده و باعث موفقيت در زندگي مي شوند

نتايج تحليل آماري با استفاده از تحليل كوواريانس نشان داد كه آموزش دوره هاي مهارت كنترل خشم  بر روي خودآگاهي  معتادین مرد  گروه آزمايش تاثير داشته است و تفاوت معني داري بين ميانگين هاي خودآگاهي  گروه آزمايش و شاهد در سطح اطمينان ۹۵% ايجاد كرده است، بدين معني كه با توجه به میانگین های بدست آمده می توان گفت که  آموزش دوره اي مهارت كنترل خشم باعث افزايش خودآگاهي معتادین مرد شده است و تفاوت بين دو گروه آزمايش و شاهد معنادار بوده است. اين يافته در رابطه با اثر بخشي آموزش مهارت كنترل خشم بر افزايش خودآگاهي  با يافته هاي اشرفي و همكاران (۱۳۹۳ )، عباس زاده (۱۳۸۸)، حيدري (۱۳۹۰)، محمدي باجگيران (۱۳۹۴) و نويدي ، برجعلي (۱۳۸۶)، دفنباخر و همكاران ( ۱۹۹۶ )، ونزل و همكاران (۲۰۰۹) و لاچمن (۱۹۹۲) همسو بوده است.

لذا معتادین با آموزش مباحث كنترل خشم  نسبت به خود  و رفتارهاي خود آگاهي كسب كرده و اين مساله باعث فروكش كردن خشم و بر طرف شدن سو تفاهمها و برداشتهاي غلطي كه در فرد ايجاد شده مي شود. از طريق آموزش مهارتهاي زندگي مي توان پيام برخي از رفتارها را به شيوه اي مثبت دريافت نمود و پذيرش ما را نسبت به برداشتهاي غلط در رابطه با موضوعات مختلف بالا برده و اين  بر اساس نتايج پژوهش حاضر موجب بالا رفتن هر چه بيشتر سطح خودآگاهي ما نسبت به موقعيت هاي كه در آن قرار داريم مي شود. اما وجه مشترك همه ابرازات خشم اين است كه آنها يك ابزار ارتباطي محسوب مي‌شوند. گروهی از معتادان با ابراز خشم خود، مي‌خواهند يك پيام خود را منتقل كنند. اما نكته‌ي جالب اين است كه هر چه ابراز خشم قويتر مي‌گردد، پيام مربوط به آن كمتر درك مي‌شود. (لي كارتر، ۱۹۹۵، به نقل از رافضي،۱۳۸۳) در نتیجه اگر آموزش مهارت کنترل خشم به معتادان داده شود، آنها در آینده راحتر می توانند خشم خود را کنترل و این باعث پیشگیری از افکار خودکشی، آسیب های اجتماعی، خانوادگی و … می شود.

پیشنهادات:

از آنجا كه آموزش كنترل خشم بر اساس نتايج تحقيق پژوهشگر، بر جلوگيري از ابراز خشم های هیجانی، افكارخودكشي و بالا بردن خود آگاهي موثر بوده است، پيشنهادات ذيل به ساير محقيقن توصيه مي گردد.

– انجام مطالعات بيشتر در زمينه متغير كنترل خشم و تاثير تفاوت هاي جنسيتي و سطوح مختلف سني از جمله نوجوانان در اين متغير.

 – پژوهش مشابه بر روي زنان وابسته به سوء مصرف مواد مخدر.

– اثر اين پژوهش بر ساير متغيرهاي مربوط از جمله سلامت رواني.

در نهایت مي توان از آموزش مهارت كنترل خشم، به عنوان يك برنامه كمك آموزشي جهت كاهش اين مشكلات در كنار مهارتهاي ديگر در مراكز شبانه روزي از جمله كمپ های ترک اعتیاد، پادگانهاي آموزشي و .. استفاده شود.

تشکر و قدردانی:

پژوهشگران بر خود لازم مي دانند مراتب تشكر و قدرداني خود را از موسسه غیرانتفاعی راز سلامت زندگی، مراکز درمان و بازتوانی اعتیاد، شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان خراسان شمالی و سازمان بهزیستی حوزه معاونت پیشگیری كه در انجام اين پژوهش همكاري صميمانه اي داشتند، ابراز دارند.

منابع

آخوندي، زهرا (۱۳۸۰). تاثير گروه درماني شناختي – رفتاري بر اضطراب دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اسلام شهر، پايان نامه  كارشناسي ارشد روان شناسي عمومي، دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي علامه طباطبايي

اتکینسون، ریتا، ال؛ اتکینسون، ریچارد، اس؛ هیلگارد، ارنست، آر. (۱۳۸۶). زمينه روانشناسي. ترجمه براهني. تهران. انتشارات رشد

اتكينسون، هيلگارد (۱۹۹۴)،. زمينه روان شناسي، ترجمه محمد تقي براهني و همكاران، (۱۳۸۷). انتشارات رشد – جلد اول و دوم

احمدیان گرجی، م. (۱۳۸۵). مقایسه طرحواره‌های ناسازگارانه بیماران افسرده اقدام کننده به خودکشی با بیماران افسرده غیر اقدام کننده به خودکشی و جمعیت غیر بالینی. پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی. انستیتو روانپزشکی تهران.

امامي نائيني ، نسرين . ( ۱۳۸۵ ) . مهارت خودآگاهي .تهران : سازمان چاپ و انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامي .

بشکار، سلطانعلی،(۱۳۸۷)،”تاثیر آموزش مهارتهای مدیریت خشم در کاهش تعارضات زناشویی زوجهای مراجعه کننده به  شوراهای حل اختلاف باغملک” پایانامه کارشناسی ارشد مشاوره خانواده دانشگاه شهید چمران اهواز

بوتوین،ال و گریفین (۱۳۸۵)،مهارت های زندگی،(ترجمه شهرام محمدخانی) ،تهران،انتشارات اسپند

حناساب زاده اصفهاني، مريم. (۱۳۸۸). بررسي مقدماتي کارايي راهنماي شناخت درماني مبتني بر ذهن آگاهي (MBCT) براي بيماران افسرده با افکار خود کشي: گزارش موردي. روان شناسي باليني؛ 1(1):35-45.

خلخالی، م؛ رهبر، م. (۱۳۸۰). بررسی حوادث زندگی در اقدام کنندگان به خودکشی. مجله دانشکده پزشکی گیلان. سال دهم، شماره ۳۹ و ۴۰٫ ۹۶- ۱۰۵٫

دادستان، پریرخ. (۱۳۸۷). روانشناسی مرضی تحولی، جلد اول. سمت، تهران.

رافضي – زهره (۱۳۸۳) نقش آموزش كنترل خشم به نوجوانان دختر ۱۵ تا ۱۸ ساله در كاهش پرخاشگري – پايان نامه كارشناسي ارشد

رضایی، مهدی. (۱۳۹۱). بررسی اثر بخشی فراشناخت درمانی بر کاهش اندیشه خودکشی و علایم بی خوابی زندانیان. پایان‌نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تبریز.

زجاجی، علی و همکاران (۱۳۷۸). پیش نویس برنامه ادغام پیشگیری اولیه از خودکشی در نظام مراقبت‌های بهداشتی اولیه.

سگال و همكاران (۲۰۰۲) ترجمه يحيي سيد محمدي (۱۳۸۰) سازمان بهداشت جهاني  . ( 1997) . برنامه آموزش مهارتهاي زندگي ( ترجمه ربابه نوري قاسم‌آبادي و پروانه محمدخاني ) . تهران : سازمان بهزيستي كشور : معاونت امور فرهنگي و پيشگيري .

سادوک، ب؛ سادوک، ج. (۱۳۸۷). خلاصه روانپزشکی: علوم رفتاری – روانپزشکی بالینی، ترجمه حسن رفیعی، خسرو، سبحانیان، تهران: انتشارات ارجمند.

ساراسون، اروین. (۱۳۸۴). روانشناسی مرضی: رفتار غیر انطباقی. ترجمه حسین آزاد. تهران: انتشارات رشد.

صادقي- احمد  (1380) آموزش گروهي كنترل خشم به شيوه عقلاني، رفتاري، عاطفي به دانش آموزان پسر دبيرستان- پايان نامه كارشناسي ارشد مشاوره و راهنمايي – دانشكده علوم تربيتي

صدیق سروستانی، رحمت الله. (۱۳۸۷). آسیب‌شناسی اجتماعی. تهران: انتشارات سمت.

فولادی، عزت الله. (۱۳۸۴) استراتژی­ها و برنامه­های پیشگیری از خودکشی. تهران؛ نشر مرکز.

کلینکه،کریس،ال،(۱۹۹۸)،مهارت های زندگی ( ترجمه شهرام محمد خانی ۱۳۸۲،۱۳۸۴)۲جلد،تهران انتشارات اسپند مهر

كريمي، يوسف (۱۳۷۷) روان شناسي اجتماعي – چاپ چهارم- تهران – انتشارات ارسباران

گنجي- حمزه (۱۳۷۵) روان شناسي عمومي – تهران – انتشارات پيام نور

محمدخانی، پروانه. (۱۳۸۲). همبودی نشانگان افسردگی و آشفتگی­های روان­شناختی با افکار خودکشی   و اقدام به خودکشی در دختران مناطق پرخطر. فصلنامه علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی، سال سوم، شماره ۱۲٫

محمدخاني ، شهرام ( ۱۳۸۵ ) . آموزش مهارت هاي زندگي ويژه دانشجويان . تهران : نشر دانژه .

مهر  جعفری، فریده(۱۳۸۸)،انحرافات اجتماعی ،نظریه ها و دیدگاه ها ، تهران،سهامی انتشار

ولز، آدریان. (۱۳۸۹). درمان فراشناختی اختلالات خلقی و اضطرابی. ترجمه محمدخانی، شهرام. انتشارات رشد.

ون هیرنگین،(۲۰۰۱) بازنگری افکار خودکشی نوجوانان چشم انداز توسعه به جمعیت متنوع (ترجمه افشین دلشاد،۱۳۹۴)  مجله جوانان و نوجوانان

منابع لاتین

Beautrais, A. (2003). Suicide and serious suicide attempt in yorth: A multiple group comparison study. American Journal of Psychiatry, 160, ۱۰۹۳-۱۰۹۹٫

Brown, M. Z. Linehan, M. M. Comtois, K. A. Murray, A. Chapman, A. L. (2005). Shame as a prospective predictor of self-inflicted injury in borderline personality disorder: A multi-modal analysis. BehaviourResearch and Therapy 47 (20 09) 815–۸۲۲٫

Davidson, L., & Locke, J. H. (2004). Using a public health approach to address student mental health. In J. Kay & V. Schwartz (Eds.), Mental health care in the college community. (pp. 267–۲۸۸). Wiley-Blackwell.

Defenbakher,J.l ,oeting , E.R . ,thewaites ,G.A, lynch, R,S , braker , D.A Stark , R. , Thukers , S , & Eiswerth – cox , L(1996).

Harriss, L., Hawton, K., Zahl, D. (2005) Value of measuring suicidal intent in theassessment of people attending hospital following self-poisoning or self-injury. British Journal of Psychiatry186, ۶۰-۶۶.

Segal, Z.V., Williams, J. M. G., Teasdale, J.D. (2002). Mindfulness-based cognitive therapy for depression: A new approach to preventing relapse. New Yourk: Guilford press.

Shaffer, David & Pfeffer, Cynthia. R. (2001). Practice parametr for the assessment and treatmaent of children and adolescents with suicidal behavior. Journal of American academy of Child and Adolescent Psychiatry, 40, 24- 57.

Unicef. (2003). Which Skills are “ Life Skills “ ?. from: WWW. Life Skills – Based Education.


[۷] Suicide

[۸] marsenko

[۹] fishman

[۱۰] fridman

[۱۱] venheringen

[۱۲] Consciousness

[۱۳] Celinke

[۱۴] lorents

[۱۵] botoin

[۱۶] grifin

۱:Elias

۲:Venzl

۳:Vikold

۴:Silbersn

۵:goin

۶:aptar

۱:Dichotomous

[۲۴]۲: Diekstra

۳:Rigid

۴:Restricted

۵:Project

۶:Richardson

۷:Non-benefical methods handling anger

۸:suppression

۹:repression

۱:expression

۲:Pokourni

۳:Beautrais

۴:botrais

۵:suicide Ideation

[۳۷] ۶:karl Menninger

[۳۸] Derivera

[۳۹] aggressive be in born approach

[۴۰] Lorenz

[۴۱] cognitive approach

[۴۲] hoston

[۴۳] cognitive – behavioural therapy

Mann

suominen

Segal, Williams & Teasdale

gould

[۴۸] La fluoxetina